محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
76
مجربات اكبرى ( فارسى )
آن دهن پر آب شود افگنده غرغره و مضمضه نمايند و بالاى آن پان بخورند . ديگر ؛ جهت استحكام دندان عجيب است ، نمك دريا صلايه كرده و در شيرهء آگهه بخيسانند و خشك كنند باز صلايه كنند سه مرتبه هميسان كرده بعده نمك را در سفال نو نهند و سفال را بالاى پا چكدشتى نهاده آتش كنند بنوعى كه نمك بريان شود اما سوخته نگردد پس سرد كرده صلايه نمايند و كات هندى نه توله ، مورتوتيا شش توله ، پهتكرى شش توله ، باريك ساخته با نمك سرشته ممزوج سازند بعده از برگ تهور شيره گيرند و مجموع ادويه را در آن تر نمايند پس خشك ساخته باز صلايه نمايند و در پوست نارجيل « 1 » نگاه دارند و هر صباح قدرى از آن بر بن دندان مالند و بعد دو گهطرى دهن بشويند . باب در علاج بيمارى گردن و گلو خنازير « 2 » آماس غدودى است كه در گلوى افتد . علاج وى از كتب متداوله بايد جست و اين دواء براى خنازير مفيد است بگيرند م ند ى و آن در هندى مشهورست موازنه دو دام ، در آب تر نمايند و صباح بمالند و صاف كنند و بنوشند تا ماه ها اگر مريض كودك بود ، يك دام ، تا نيم دام ، بدهند به حسب قياس .
--> ( 1 ) - نارجيل : نارگيل : او را جوز هندى نامند . درختش مانند درخت خرما و بعد از هفت سال بار ميدهد و تا صد سال عمر مىكند و در او آبى مىباشد مانند شير و لذيذ و چون در اول طلوع ثمر او شاخ آن را و يا ثمر آن را بريده و كوزهاى بر آن نصب كنند آب در آن طرف از يك رطل تا پنج رطل جمع مىشود و آن را سندى نامند و حلاوت او تا يك روز باقى است و در اسكار و تقويت باه و تفريح بهتر از خمر است و بعد از يك روز مانند سركه ترش مىشود و آبى كه از شاخ نارجيل بى بار كه قسم نر اوست به اين قسم گرفته شود طارى نامند و ليف درخت او مدّتها فاسد و مندرس نمىگردد و ظرفى كه از آن ترتيب دهند حيوانات موذى پيرامون مظروف آن نمىگردند . ( تحفه ) ( 2 ) - خنازير : بزرگ شدن غدد گلو . سل گانگليونر .