محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

64

مجربات اكبرى ( فارسى )

بزنند و تخمها دور كنند پس اندكى افيون حل كرده در وى اندازند و بنوك كارد و يا مانند آن ، آن را فرونشانند در ليمون و بالاى وى مسى كه سونيست در هند مشهور نيز اندازند و آن را نيز تبه برسانند قدرى كه توانند پس ليمون را بر آتش نهند ، تا جوش زند پس پارچه بافته بر دهن اين ليمون بگسترانند و از آن جانب نيم‌گرم بر چشم نهند و يگان قطره اندر چشم رفتن دهند اگر چه مىسوزد اما آب بسيار مىبرآرد و زودتر سرخى دور مىسازد دو درم ، را تخفيف مىدهد . ديگر ؛ پهتكرى بريان در روغن زرد كه به هفت آب شسته باشند آميخته بر پلك مالند . ديگر ؛ بگيرند انار دانه ، يعنى ؛ دانهء انار ترش كه خشك باشد و آن را در آب بمالند و آب وى بستانند صاف كرده و اندكى افيون و مقدار دو چند يا چهار چند افيون پهتكرى آميخته بجوشانند تا غليظ شود و حبوب ساخته بدارند عند الحاجت به گلاب يا آب بسايند و بر چشم طلا سازند رمد را بغايت مفيد است . ديگر ؛ درد چشم كه از سيل باد باشد دور كند ؛ برگ نيم برگ انبلى برگ سرس « 1 » ، زردچوب ، پهتكرى ، افيون ، هر يك نيم درم ، كوفته و پوطكى بندند و در آب اندازند و ساعت بساعت در چشم كشند و آب او به چشم چكانند در يك شبانه روز زائل درد را . ديگر ؛ آماس چشم را بنشاند و بر آمدن چشم را سود دهد هليله گلان و سنگ بصرى مساوى در آب يا گلاب بسايند و بر پلك چشم طلا نمايند .

--> ( 1 ) - سرس : سلطان الاشجار . درخت زكريا .