محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
60
مجربات اكبرى ( فارسى )
دهن بيرون مىاندازند بگيرند و با آب سائيده در سوراخ بينى كه مخالف چشم دامعه بود ، دو سه قطره بچكانند يعنى ؛ اگر ده لكه در چشم راست بود ، در سوراخ بينى چپ اين دواء چكانند و اگر چپ باشد در راست و چمگادر يعنى ؛ بادر جانورى است مشهور كه به اشجار آويزان مىباشد به هر با گل مشهوراست . ديگر ؛ جهت روشنائى چشم ، مغز خستهء هليله ، فلفل گرد و دراز ، بليله ، آمله ، دارچينى ، سنگ بصرى ، ملطهى ، جمله را برابر كوفته ، بيخته ، با آب سرد حبها بسته در سايه خشك ساخته بدارند و با آب سرد سائيده وقت خفتن در چشم كشند ، ضعف دفع كند . نسخه ديگر كه مير معين الدين امانت خان اكثر مىساختند و بجيمع امراض كه در چشم مىافتد مفيد است و جهت قوت بصارت بغايت نافع ؛ سرمهء اصفهانى سه توله ، سنگ بصرى يك توله ، مرواريد دو توله ، ماميران « 1 » چينى شش ماشه ، ورق طلا چهار ماشه ، مرجان يك توله ، سه ماشه ، غير از طلا ، دواء را هشت روز به احتياط تمام اول با آب هليله بعد از آن به گلاب بر سنگ سماق يا چقاق صلايه نمايند و روز نهم اوراق طلا داخل بايد ساخت و سحق بايد كرد تا تمام نه روز شود نگهدارند و بميل در چشم كشند و شرط است كه در حال امتلاءى معده و نشاء از هر مغيره كه باشد يعنى ؛ در حالت سكر استعمال نه نمايند . ديگر ؛ شعر زائد ، كه به هندى پربال گويند ، موى فزونى را بر كنند : خون كنه ، سگ و يا خون كهطمل بر آن مالند مجرب است و كهطمل ، حيوان
--> ( 1 ) - ماميران : قسمى از زردچوبه است و شاخههاى نبات او از زمين مرتفع و برگش شبيه به لبلاب و مايل به استداره و سفيد مايل به زردى و با لزوجت و بيخ او پر شعبه و كوچك و گرهدار و غير مستقيم و در گرههاى او ريشههاى باريكى شبيه به موى وجود دارد و منبتش نزديك آبهاست و هندى او زرد مايل به سياهى و چينى آن زرد و زبونتر از هندى و غير هندى و چينى ، مايل به سبزى مىباشد و تخمش شبيه به كنجد است . ( تحفه )