محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

22

مجربات اكبرى ( فارسى )

پاس آتش دهند بعد از آن كه سرد شود ، خاكستر را آهسته آهسته براندازند و قلعى را كه شكفته باشد بستانند و جمله دهات را بدين‌سان بسوزند . كشتن سيماب : بيارد سيماب دو دام ، و سه چهار كرت در پارچه ، صاف كنند پس با شير و تلسى « 1 » در ظرف گلى با انگشت بمالند كه سيماب دانه ، دانه ، شود پس بگيرند چمگادر « 2 » كلان نر ، كه به بادر مشهور و نزد كمر آن را به ريسمان بربندند و هفت بار اين افسون بر آن سيماب خوانده ، در حلق او بريزد . افسون اينست : اونى مونى چهونى باند هون پون پانى دهرتى آسمان باند هون جنگل اورپانى بجر باند هون راكس بهو كس كرت سورج باند هون دهنى نرسنگ بائين هنونت دهائى راجارام خپدركى جوهنونت كابه اندها چهوطى تومورا باندها چهوطى ؛ پس دهن آن را محكم بدوزد تا سيماب بيرون نيفتد ، بعده آن را در هم گرفته گرد او به گل حكمت « 3 » درگيرد چنانچه بر تمامى چمگادر ، گل باشد و از هيچ طرف خالى نماند پس آن را در آفتاب خشك كند ، چون خشك شود در ديگ گلى نهاده سرپوش كرده گرد آن به گل حكمت گيرد و محكم كند و در چقر ، گز در گز به آتش پاچك دشتى بسوزد كه استخوانهاى او خاكستر گردد و اين در پنج روز بلكه يك هفته مىشود چون آتش كم شود ديگر افروزد تا همه گوشت ، پوست و استخوان ، سوخته خاكستر گردد پس از ديگ برآورده و گل دور كرده خاكستر را در جاى محفوظ بدارد و مس را گداخته ، قدرى از اين اكسير بر وى ريزد ، طلا گردد و بر قلعى اندازد ، شايد كه چيزى بشود .

--> ( 1 ) - تلسى : اسم هندى : جمسفرم است . اسم هندى فرنجمشك است و برگ آن قرنفل بستانى است . ( فرهنگ مير ) . تلسى : شاه‌سپرم و ريحان ( ف ) . شاهسفرم ( ع ) ( لغات فيروزى ) ( 2 ) - چمگادر : شب پره . خفاش . ( 3 ) - در ساختن گل حكمت و ادويهء مصنوع : صفت گل حكمت جهت استحكام ظروف است كه در برابر آتش تاب بياورند . گل كوزه گرى را كه خاك رست گويند بايد از ريگ پاك كرده و در آب حل كنند تا رقيق القوام گردد و اين اجزا را به قدر نصف گل اضافه نموده تا سه چهار روز مكرّر بر هم زنند . آجر كوبيده بيخته ، سرگين بيختهء اسب و خبث الحديد و بيختهء گل خطمى و موى بز مقراض كرده با آب نمك بسرشند . نسخهء ديگر كه مؤلّف تذكره بهترين اقسام دانسته است : موى مقرّض و نمك طعام و زقال و خطمى و خبث الحديد و پوست تخم مرغ مكلّس از هر يك يك جزو و گل پاكيزه دو جزو . نسخهء ديگر كه كثير التّأثير است و مكرّر به تجربه رسيده است : خاك كوزه گرى را با قدرى كاه كوبيده و نمك مسحوق و خاكستر بيخته را با آب خمير كرده استعمال نمايند . ( تحفه )