محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
148
مجربات اكبرى ( فارسى )
مصرى ، هر يك دو دام ، شير گاو يك رنگ نيم آثار برگها را كوفته ، بيخته ، شيره بگيرند بى امتزاج آب و اگر شيره نيايد قدرى شير داخل نمايند پس با شير آميخته بنوشند يا شيره ها نوشيده عقب آن شير نوشند تا هفت روز همچنين بكنند و از ترشى و بادى پرهيزند . ديگر كه در تحليل فزونيهاى باسور مجرب است ، پوست گهوس در ظرفى بسوزند و از زير گلو چادرى درآگنده كه منع و دواء و از برآمدن نمايند بجانب سبر بپوشند و دود آن به باسور رسانند چنانچه متعارف است . ديگر ؛ جهت قبض خون و خروج مقعد و بواسير مجرب است ، ميان خنصر و بنصر متصل بخنصر داغ دهند بپارچه چنانچه متعارف است و بعد از داغ لته با آب تر كرده در اينجا هميشه بندند كه خود به خود از تراوش بايستد و اغلب آنست كه اين داغ بر اسيلم بايد متصل بخنصر باشد نه به بنصر . ديگر كه بواسير را سود دارد و خون را بند كنند ، استخوان زاغ بسوزند و دود آن به بواسير رسانند . ديگر كه فزونيهاى بواسير دور كند : بيخ سنا مكى با آب ليمون بسايند و به بواسير بمالند . ديگر ؛ حبى كه در حق بواسير از بزرگى منقول است : شورهء قلمى ، تج تيسى رسوت نگركوطى هر يك چهار دام ، همه را كوفته ، بيخته ، در رس بهنگره حبها بندند و يك حب ناشتا بخورند . ديگر ؛ شوره نرم كرده بر دانهاى بواسير ضماد كنند و ساعتى مقعد را بر آتش ملائم بدارند و چند روز برين مداومت نمايند دانهاى بواسير