محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

144

مجربات اكبرى ( فارسى )

بر آيد كطهچرى برنج سفيد و دال مونگ زرد مقشر هر قدرى كه بخواهد هفت روز بى نمك بخورد روز هفتم در مقام براز به مثل خشخاش دانه ، نمودار مىشوند آنها را بالمبالغه شست و شو كند و ضعفى كه از آن بهم رسد نه ترسد باز همون كطهچرى بخورد در هفت روز بواسير خونى بفضل الهى زائل گردد . ديگر ؛ دوائى كه خون از بواسير باز دارد اگر چه ديرينه باشد : سرمه سرخ ، يك دام ، هليله زنگى چهار دام ، و بعضى دو دام ، مىاندازند و اين هر دو را جدا جدا بسايند و در ده دام ، قند سياه آميزند و به قدر كنار جنگلى حب بندند و يك صبح و يك شام بخورند صبحى با روغن و شام با آب و هميسان پنجاه و يك روز تناول نمايند و تا دو هفته بادى و ترشى نخورند غذا دو پيازه و نان بايد ساخت و بعد از سه روز آب برگ پان بگيرند و يك حب با اين حل كنند و بر پنبه نهاده بر باسور نهند و لنگوته بندند تا هفت روز بكنند عاملى مىگفت كه اين دواء در هفت روز بواسير مىافگند حاجت به پنجاه روز نيست و مىگفت كه ساگ چولائى و نان به روغن بسيار غذا بايد كرد . ديگر ؛ خراطين « 1 » در روغن زيت بجوشانند و با قدرى سركه كه همچو مرهم شود و پارچه پشمى نه بدان آلوده ، حمول « 2 » سازند . ديگر ؛ هر كه پوست شغال با خود دارد او را باسور نشود . ديگر ؛ ساگ بتهوه يا تخم او در روغن كنجد بريان كرده بخورد قبض بواسير بگشايد و دفع كند .

--> ( 1 ) - خراطين : كرمهاى سرخ ، است كه در زمين نمناك به هم رسد . ( تحفه ) ( 2 ) - حمول : اعم از فتيله و فرزجه است .