محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
133
مجربات اكبرى ( فارسى )
بايد گزيد و عند الضروره ضرورست ، خصوصا در سخت طبعان بليد الذهن كالبهاتم ترپهله تركته هرتال گندهك پاره سهاگه زهر بچهناك جمله مساوى و همچند همه مغز جمالگوته بگيرند و بسايند و مقدار فلفل حب بندند يكى بدهند و بالاى وى آب سرد همىخورانند به دفعات چون قبض مطلوب شود خشكه گلتهى « 1 » به تناول دهند سيماب و جمالگوته و امثال آن را سودهه نموده به كار برند و طريق سودهن يعنى ؛ اصلاح پيشتر گفته شده . ديگر ؛ آرد گندم را له هر دو مساوى بگيرند و در شير زقوم كه سه دهاريه نباشد بلكه مدور الشاخ باشد كه اين نوع كمى آب است ، تر كنند و قرصها سازند و در روغن بيدانجير كه خرد تخم باشد بپزند همچو پهلورى و بدارند هر كه مقدار تخم تمر هندى از اين بخورد اسهال بافراط آرد و جميع اقسام گوله را مفيد است و اگر افراط اسهال مطلوب نبود در رفع امراض شكم چون پيه و گوله مقصود گردد مقدار يك نخود در قند سياه آميخته بدهند اين دواء هر گاه اسهال مفرط آرد جغرات و برنج بخورانند . ديگر ؛ حب الملوك در سرگين پخته چنانچه متعارف است ، پس پاك كرده روغن از وى بستانند و بدارند و عند الحاجت دو سه قطره از آن با شربت نبات و مانند آن بدهند سه چهار دست فراغت مىآرد بلااذيت . ديگر ؛ جمالگوته يك دام ، آمله چهار دام ، هر دو را بكوبند و با آب ليمون كهرل كنند تا كه آب سى و يك ليمون خرچ شود پس مقدار نخود حب بندند يك حب دهند بايد كه سبزى جمالگوته دور نمايند .
--> ( 1 ) - كلتهى : حب القلت .