مؤلف مجهول

10

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى )

كشور ششم « در صفت وزرا و حكما و قلمزنان و نقاشان و شعرا » عنوان دارد و نام شهرهاى آن قسطنطنيه ، سراى ، صبران ، كاشغر ، الماليغ است و جاى نشست پادشاه آنجا پروين‌آباد نام گذاشته شده . درين كشور ، ابن تراب از پادشاهش دليل آن كه چرا هر يك از اصناف را بر سر كار خويش گذارده است مىپرسد و آن پادشاه ( سهم خوى ) يك به يك پاسخ مىدهد . طبعا به دنبال صحبتهاى مربوط به كشور ششم ، مسافت ششم آغاز مىشود تا به كشور هفتم برسند ولى بيش از ده سطر از مطالب آن بر جاى نمانده است و از عنوان و مباحث كشور هفتم خبرى نيست ، زيرا نسخه بىسرانجام مانده و اوراقش گم شده است . حاكمان و پادشاهان هفت كشور افرادى خيالىاند : كيوان بخت ، برجيس ، بهرام ، سلطان بيضا ، زهره‌بانو ، سهم خوى ( نام هفتمى را نمىدانيم ) . مراد عمدهء نويسنده آن بوده است كه به مباحث اصلى مربوط به ادارهء امور ممالك و آداب اخلاقى در جامهء مباحثه و مناظره و لابه‌لاى قصص و داستانهاى تاريخى يا ساختگى جلوه‌اى خاصّ بدهد . منابع متن بخشهايى از اين متن مبتنى است از برگرفته‌هاى متون دينى ( قرآن ، انجيل و تورات ) و قصص تفسيرى و سرگذشت پيامبران و بخشهايى از كتابهاى تاريخ و افسانه و داستان بدين شمار : - تاريخ طبرى با ذكر محمد بن جرير طبرى . - تاريخ عجم كه محتملا المعجم فى آثار ملوك العجم تأليف فضل الله حسينى قزوينى منظورست ( تأليف 684 ) . - تاريخ فخربناكتى كه نامش روضة اولى الالباب فى معرفة التواريخ و الانساب است ( از قرن هشتم ) . - جوامع الحكايات و بدايع الروايات : سه جا ( در صفحات 103 ، 289 ، 299 ) از كتابى به نام جامع الحكايت ( كذا ) نقل مىكند و در صفحهء 267 ظاهرا همان را به نام جامع الحكايات و بدايع الروايات آورده كه ممكن است منظورش جوامع الحكايات و لوامع الروايات سديد الدين محمد عوفى باشد به اين قرينه كه « بدايع » را محرّف « لوامع » بدانيم . ضمنا حكايت مربوط به مانى ( ص 299 ) با عباراتى مشابه از حيث موضوع و متفاوت از حيث تركيب لغات در جلد اول از قسم سوم چاپ بانو مصفا ( كريمى ) ( تهران ، 1352 ، ص 202 ) ديده مىشود .