مؤلف مجهول

12

هفت كشور يا صور الأقاليم

در سطح زمين شعله مىزند وجايش اجزاى خاكى است ولونش بادي وزبانه ناري چون كاغذ پاره‌اى بر سر زبانه بدارد گرمى آن آتش [ در حركت آورد ] . ديگر هوائى كه يخ مىبندد وسخت‌تر ومحكم‌تر از آن ممكن است كه ببندد [ وپس اگر اندكى گرمى در أو باقي نبود همه جليدى به سختى يكى آمدى ] « 1 » واگر عناصر أربعة با هم امتزاج نيافتندى واز صورت كسر مزاج يكديگر نكردندى تا مزاج خامسه پديد آمدى هيچ تركيب صورت نبستى . واعتقاد حكماى سلف آن است كه چون حق تعالى عالم علوي وسفلى بيافريد سفليان را حواله به علويان كرد وبا ايشان باز گذاشت « 2 » كه حق تعالى [ منزه و ] مسبب الأسباب است . قوله تعالى « وَبَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً وَجَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً وَأَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَباتاً وَجَنَّاتٍ أَلْفافاً » . اما بعد بسيط صرف حقيقي خارج باشد از سطح زمين به بعدى تمام وهر جزوى بسيط از عناصر وأفلاك وكواكب كه از سطح زمين دورتر است به بساطت قوىتر باشد . همچنانكه كرهء آتش كه به سه مرتبه از سطح زمين دورتر است قوت بساطت أو بيشتر است كه هرچه با وى رسد في الحال بسوزاند وهم از اين معنى است كه آتش سطح زمين با وجود مزاجى كه با ديگر عنصر دارد هرچه با وى پيوندد در زمان گرم گرداند يا بسوزاند ، به خلاف آب وباد [ كه اگر ] چيزى كه در آب وباد نهند به مرور أيام چون خود گرداند وآب درياى محيط كه از سطح زمين درآمده بسيط صرف باشد وهيچ جانور در أو صورت نبندد . يعنى اجرام بسيط هرچه از سطح زمين

--> ( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد . ( 2 ) - أصل ونسخهء پاريس « گشت » اصلاح از روى نسخهء روسيه .