مؤلف مجهول
6
هفت كشور يا صور الأقاليم
هر « 1 » درجهء فلكى بيست ودو فرسنگ وسبع فرسنگى برآمد كه يك فرسنگ از آن سه ميل باشد وميلى چهار هزار گز باشد وگزى بيست وچهار إصبع واصبعى شش دانه جو ميانه كه پهلوى بر پهلوى هم نهند . وحكماى اسلام در زمان مأمون خليفه به أشارت أو در بيداى سنجار كه صحرائى است كه هيچ كوه وفراز ونشيب ندارد روى به قطب شمالي كردند وارتفاع كوكبى كه آن را جدى مىخوانند آلتى برگرفتند وزمين را مساحت كردند ويك درجهء فلكى بيست ودو فرسنگ وتسع فرسنگى يافتند ، چنانكه با مساحتى كه ارشميدس حكيم كرده است اندك تفاوتى دارد . وچون هر جزوى از اجزاى زمين محاذى جزوى از فلك است وفلك سيصد وشصت درجه باشد ، زمين [ را ] نيز سيصد وشصت درجه بايد گرفت وچون به بيست ودو فرسنگ وسبعي ضرب كرديم ، هشت هزار فرسنگ برآمد واين دور كرهء زمين باشد وقطر زمين دو هزار وپانصد وچهل وپنج فرسنگ باشد ومجموع سطح كرهء زمين بيست هزار هزار وسيصد وشصت فرسنگ باشد در يك فرسنگ وسطح ربع مسكون از خط استوا تا زير قطب شمالي پنج هزار هزار ونود فرسنگ باشد ومساحت أقاليم سبعه با بحار وبوادي « 2 » وجبال وصحارى تا تمام ميل كلى كه نهايت عمارت عالم است سه هزار هزار وهفت صد وپنجاه وشش هزار وچهارصد وبيست فرسنگ است وآنچه بيرون أقاليم سبعه است از طرف شمال كه عمارت ونبات وحيوان نيست يك هزار هزار وسيصد وسى وسه هزار وپانصد وهشتاد فرسنگ است وچون طول ربع مسكون نصف كرهء زمين است از أقصى مشرق تا أقصى مغرب چهار هزار فرسنگ باشد .
--> ( 1 ) - أصل : با درجه . كلمهء « هر » از نسخهء روسيه افزوده شد . ( 2 ) - أصل : وادى . تصحيح از نسخهء روسيه .