مؤلف مجهول
مقدمه 34
هفت كشور يا صور الأقاليم
77 / 2 - حال آنكه 79 / 8 - قرب پانزده مثقال بود 79 / 9 - كوچك بود 79 / 15 - حال آنجا رسيده باشد به طريق معامله ببرند 79 / 17 - دو نفر دو صندوق دارند پر از مورچه يكى سياه ويكى سرخ واين هر دو با هم جنگ مىكنند باشد ودر آن حوالي كوههاى بسيار وآبها ورودها فراوان بود . داروهائى به أنواع هست وجماعتى باشند كه دعوى إكسير وكيمياگرى كنند وبيشتر مسلمان وصاحب فضل ودانش باشند وغالب فقه مذهب مالك خوانند ودر مهديه وحوالي قومي به مذهب عبد المؤمن باشند كه پيش از اين ياد كرديم كه دعوى كرد كه من مهديم وكتاب فقه عبد المؤمن خوانند وهنوز سكه عبد المؤمن در بعضي جوانب وأطراف آن ولايت رواست ودر كوههاى آن نواحي معدن نقره باشد ويبق وقلعى بسيار بود وكانى هست كه به ياقوت مىماند وآن را قومي بنفس مىخوانند وبه نرخ ياقوت به كسى نداند فروشند اما بعد ولايتي ديگر هست كه آن را ساحل درياى مصر خوانند همانا كه از مصر كه در إقليم سيوم هست تا أقصى مغرب كه ساحل درياست . حال آنستكه كه بزرگ باشد بوزن چهارده وپانزده مثقال كوچكتر واندك حال آنجا نداند بحيلت به طريق معاملت ببرند كه دو انبان يكى پر از مورچهء سياه ويكى پر از مورچه سرخ كنند واين مورچگان سياه وسرخ با هم جنگ مىكنند