مؤلف مجهول

مقدمه 32

هفت كشور يا صور الأقاليم

64 / 11 - دويست فرسنگ 65 / 6 - قيشاره 67 / 21 - جبال مصر 68 / 8 - ده فرسنگ باشد 68 / 14 - دو كنبد بزرگتر هرمانين است 69 / 14 - از آنجا بيرون آورده‌اند 70 / 9 - سياهى مهيب 71 / 11 - موضع مىساختند 72 / 2 - دريا عفن گشت 72 / 8 - وهرجا كه استخوانى افتاده بود برمىداشتند ومىخوردند 72 / 9 - بسيار از آن مردم 72 / 9 - ودر راه بمردند اندكى بود آنچه مجموع گفتيم با آنچه در ولايت مصر هلاك شدند هيچ‌كس نبود دويست وسى فرسنگ قبشاره جيال وحوالي مصر دو فرسنگ باشد دو گنبد بزرگتر همه است . از آنجا بريده‌اند وبيرون آورده‌اند سياهى مهيب طولانى موضعها ساختند آب عفن گشت وهر كجا استخوانى كه در صحرا افتاده بود برمىچيدند ومىخوردند بسيار زن وهمه در راه بمردند ودر أوايل قحط صد ويازده هزار كس را كفن كردند پس به آب نيل مىانداختند ويك آقچه مى - ستدند وچون بلاحد مىمردند مىگذاشتند ونيز زود انكه تندرست بود مىمرد . بازرگانى را مايه نمانده بود به شام رفت ومرغى را به شصت دينار خريد وبه مصر آورد وهشتصد دينار بفروخت ومدت سه سال اين قحط بماند وصد ويازده هزار كس كه در أول قحط كفن كردند به نسبت با آنچه بكشتند وبخوردند هيچ نبود واين مجموع به نسبت با آنچه در آب انداختند هيچ نبود واين جمله با آنچه در راهها بمردند هيچ نبود . اين همه با آنچه در خانه‌ها بمردند محقرى بود واين مجموع با آنچه در ولايت