مؤلف مجهول

مقدمه 26

هفت كشور يا صور الأقاليم

17 / 12 - آتش مىزنند 17 / 13 - نرم شود 18 / 14 - از گل ورياحين خالى نشود 18 / 17 - وزباد از اندام أو بر آن چوب ترشح مىكند 18 / 20 - آن را كرشه مىخوانند 19 / 15 - اما قرش جانورى است بغايت بزرگ وچند گز طول وعرض دارد 20 / 1 - كه بجز دهان در اندام أو ديگر سوراخى نيست 20 / 2 - وخوردن 20 / 4 - مىريزد 20 / 6 - ما هي مىشود 20 / 7 - ده گز طول 20 / 8 - به سطبرى بمثابه گاوميش بود وبه خوك ماند 20 / 9 - وشش نيش بزرگ دارد قريب يك ذرع ودندانش مقدار خايه ماكيان بود 20 / 11 - دمى 20 / 13 - ولايت ديگر 20 / 13 - كه به آسانى دفع أو مىكنند 20 / 14 - ومردم مىآمدند وآن را مىديدند وحق تعالى را شكر درم سنگ از آن آب بدو ريزند متحرك گردد وقوت گيرد آتش درمىزنند سست مىشود از سبزى گل ورياحين خالى نيست وز باد همچون عرق از اندام آن گربه بيرون مىآيد وبر آن چوب ترشح مىكند ومىنشيند كه دمدمه وكرشه مىخوانند اما قرش جانورى است بشكل بزغ بغايت بزرگ چند گز طول وعرض دارد كه يك سوراخ دهان بر اندام بيش ندارد وهم خفاجه كه خوردن مىافتد ما هي مىگردد ده گز بالأطول به سطبرى چند سه جاموس مىماند وچيزى مشابه خوك است . وشش نيش غليظ بزرگ دارد هر نيشى يك گز وچهار رسته دندان دارد هريك چند خايه ماكيان بزرگ دنبى فلان ولايت كه فرس البحر را آسان مىكشند وچون بيامدند بديدند كه افتاده بود مردم بيامدند وبديدند وتفرج صنع بارى