مؤلف مجهول
مقدمه 18
هفت كشور يا صور الأقاليم
ودربارهء ارهماهى چنين مىنويسد : « ديگر جانورى در ميان دريا هست كه چيزى دراز از سرش رسته كه از دو طرف دندانهاى دراز دارد وقلندران آن را در دست مىگيرند وآن جانور گاهگاه قصد كشتى كند وبر كشتى مىزند ومىشكند واگر كسى در آب باشد وبرخيزد بر ميانش زند وهلاك كند . » « 28 » در همين ساحل هرموز مؤلف جانداران فراوانى ديده وبررسى كرده است ، در اين باره مىنويسد : « ودر ساحل هرموز صد هزار جنس بزرگ وكوچك ديدهايم كه ريخته بود . » « 29 » مؤلف از ساحل هرموز در كشتى نشسته وجانداران ديگرى ديده است . دربارهء اين مسافرت چنين مىنويسد : « وبه كشتى نشستيم در هرموز وجانورى ديديم بغايت سفيد كه بسيار جمع شده بودند وسرشان مانند كلاهى فراخ بود وبدن از آن ميان رسته ، چنانكه حوالي خالى مانده وچون روى تخته مىافتادند في الحال مىمردند . » « 30 » مؤلف به ولايت فارس وولايات ديگر نيز سفر كرده است . أو مىنويسد : چه ما در ولايت فارس وچند ولايت ديگر مشاهده كرديم كه گل سياه از كان مىآورند ودر بوته مىكنند ومىگذارند وجوهر آهن از أو جدا مىشود . » « 31 » مؤلف را يك بار در ميان راه همدان وبغداد مىبينيم . أو در اين باره مىنويسد : « ودر ميان راه همدان وبغداد در طرف جنوب چشمهاى گوگرد مشاهده افتاد كه چون جوى شير بيرون مىآمد ومىبست . » « 32 » ظاهرا مؤلف از همين راه سفري به بغداد رفته وچندى در آنجا به سر برده است . دربارهء اين سفر مىنويسد : « بسيار ديدهايم در بغداد وديگر شهرها كه چون مزبله پر مىشود ، آهك در أو مىريزند وأو را مىسوزانند وآنچه مىماند سنگ وگل مىشود . » « 33 » مؤلف مردى است أهل كتاب ومطالعه ومطلع از علم نجوم شرحي كه درباره ستارگان ابدى الخفي وابدى الظهور مىدهد ومحاسبهاى كه دربارهء طلوع وغروب ستارهء سهيل در كرمان وفارس كرده دليلي كافى بر وسعت معلومات
--> ( 28 ) - همين كتاب ص 51 . ( 29 ) - همين كتاب ص 51 . ( 30 ) - همين كتاب ص 51 . ( 31 ) - همين كتاب ص 43 . ( 32 ) - همين كتاب ص 35 . ( 33 ) - همين كتاب ص 43 .