محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )

72

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )

از آن جمله روايت كرده از سيد طايفه مير حيدر آملى كه او تصريح بدين مطلب كرده كه آن جناب وقتى كه به زيارت جد بزرگوارش امير المؤمنين فايز گرديد بر سنگى كه در برابر روضهء مطهره بر ديوار نصب بود تكيه نموده اذن دخول خواست . مدت هفت روز بر يك پاى ايستاد ، اصلا حركت نكرد و هيچ نخورد و نياشاميد و منتظر رخصت بود تا كه نيمهء شب هشتم صندوق مبارك حركت كرده صداى مهيبى برآمد كه فرزندم حيدر را دريابيد ! چون اطراف روضه را تفحص كردند او را ديدند ، از نامش پرسيدند و دانستند كه مراد امير - عليه السلام - او بوده . لاجرم همگى به پاىبوسش مشرف شده و به شرف زيارت ضريح مولايش رسانيدند . صاحب روضة الاطهار بعد از نقل قول مراتب آن بزرگوار مىگويد آن‌چنان‌كه علو رتبهء اين دو سيد صاحب كمال از حد و حصر قال و مقال افزون است حماقت و جهالت مريدان صاحب تقليد و تعصب هر دو جانب مزيد بر آن است كه در نوع بشر تصور و تعقل توان نمود و به تحقيق كه در يوم الموعود به سبب كينه و عداوت يكديگر ، مسخ امت محمدى خواهند بود و هريك از اين دو بزرگوار از قبايح اعمال [ مريدان ] ضايع روزگار نزد پروردگار و سرور ابرار ، شرمسار و گله‌گزار خواهند بود . العياذ بالله من ذلك فهذا هو الخسران المبين . روى مطلب تاريخ‌نويس كه حشرى انصارى - عليه الرحمة - بوده باشد از دو سيد صاحب كمال يكى همين مير حيدر تونى و ديگرى حضرت سيد نعمة الله ولى است و اعمال قبايح مريدان ايشان فتنهء غائلهء حيدريه و نعمتيه است كه در جميع بلاد ايران و بلكه در همهء قصبات و قرا شياع دارد به مرتبه‌اى كه اهل هر ولايت و قصبه محله به محله شده قبل از آنكه از كم و كيف موضوع و مفهوم مطلع شوند بنابه تعصب اسميت كه من از محلهء حيدريه يا نعمتيه هستم شورش و فتنه بر پا مىكردند كه آخر كار منجر به قتال و جدال مىشد ، بسا خون ناحق ريخته و نفوس . . . به هلاكت مىرسيد . اگرچه اين تعصب مدت ده سال است كه از شهرهاى بزرگ ايران برداشته شده و لكن در قصبات هنوز اين رسم شوم برپاست [ 27 ] .