محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )
29
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )
[ مقدمه مؤلف ] بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين اى نام تو قالب عبارت را روح * در راه تو پاى عقل [ و ] دانش مجروح عمرم همه صرف شرح گرديد و نشد * يك قطعه ز ديوان كمالت مشروح تعالى الله ! چه قادرى است كه آب [ و ] خاك را با مزاجعت و مزاوجت هم مفتخر ساخته ، صباحى چند در پيشگاه درگاه و در كرياس بارگاه ، وقوف داده تا بر قياسكنندگان واضح و مبرهن دارد كه شىء ناچيز را از شبستان عدم بر فضاى عالم آورده و او را به نداى إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً « 1 » سربلند از آن جهت ساخته كه الهيت و معبوديت خود را به اشارهء بشارت كنت كنزا مخفيا فاخلقت الخلق ان اعرف از شعشعهء انواريت انسان جلوهگر دارد . جل شأنه ! چه صانعى است كه اين مشت خاك را به يك دم روحانى چنان لطيف و شعشعانى فرموده كه داراى مقامات وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها « 2 » گرديده از اين پايه شرافت و افتخارشان كرده كروبيان به مقام عجز و انكسار درآمده در مقابل خطاب أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ « 3 » صداى لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا « 4 » آورده مستدعى اذن يا آدَمُ
--> ( 1 ) . بقره / 30 . ( 2 ) . بقره / 31 . ( 3 ) . بقره / 31 . ( 4 ) . بقره / 32 .