محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2426

مرآة البلدان ( فارسى )

عرب و بلوچ را به دار البوار فرستادم و بندر را نيز به يورش مسخر كرده در استحكام آنجا آنچه لازم بود به عمل آمد . بعد از مراجعت به واسطهء بعضى اخبار اراجيف ، اعراب احتشادى كرده به سركردگى صيد ثوينى با جمعيت بسيار به بندر آمدند . ساخلو بندر به واسطهء آن اخبار ، ضعيف - القلب بودند قلعه را بدون منازعه تخليه كردند . به محض رسيدن اين خبر ، صارم الدوله را با دو فوج و توپخانه و قورخانه مأمور كردم . پشت سر آنها فوج عرب را با يك دسته توپخانه روانه داشتم . بلافاصله خانه‌زاد دولت ابدمدت عبد الباقى ميرزا « 6 » را روانه نموده اختيار كل قشون را به كف با كفايت او گذاشتم تا اين كه الحمد لله رب العالمين در همان روز ورود ، بدون انتظار و تعلل يورش آورده در چهار ساعت قلعهء بندر را مسخر كرده سه هزار عرب خارجى و چند نفر از مشايخ معتبر آنها را به بئس - المستقر روانه كرده صيد ثوينى پسر امام مسقط به قوت چهار نفر سياه ملاح ، خود را به دريا انداخته به هزار هلاكت و فلاكت به كشتى رسيد و جميع قلعجات شميل و ميناب و عيسين « 7 » و تازيان و بندر خمير و بيابان و جقين و كوشهرى مسخر شد و الحمد لله رب العالمين . فضائل ديگر در خود به هيچوجه سراغ ندارم . اينها هم دخلى به من ندارد . همه از قوت طالع پادشاهان بزرگ و يمن دولت ابدمدت است . قلم معجزنگار « سپهر » « 8 » از روى مهر هرچه مىداند خواهد نوشت . اين يادداشت را به اصرار او نوشتم . بعد از استحضار بشوئيد و به كس مگوئيد . و السلام خير ختام

--> ( 6 ) - عبد الباقى ميرزا پسر طهماسب ميرزا مؤيد الدوله و مردى دانشمند و شاعر و خطاط و در عين حال فاسق و فاجر بود . نمونه اشعار و شرح حال او تحت عنوان عشرت قاجار در حديقة الشعرا ج 2 ص 1201 - 1204 آمده است . ( 7 ) - امروزه به صورت « ايسين » نوشته مىشود . ( 8 ) - ظاهرا اشاره به ميرزا محمد تقى سپهر ملك المورخين مؤلف تاريخ قاجاريه است . شايد هم « سپهر » ازو درخواست نوشتن اين مطلب كرده بوده .