محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2421
مرآة البلدان ( فارسى )
بسم الله الرحمن الرحيم در چهاردهم شهر شعبان المعظم سنهء يك هزار و دويست و بيست هجرى در شهر قزوين از كتم عدم به عرصهء وجود آمدم . و در سنهء يك هزار و دويست و سى كه ده سال از سنين عمر گذشته بود حسب الحكم خاقان مغفور و شاهزادهء مبرور ، حاكم قلمرو عليشكر شدم و آنچه در زمان حكومت آنجا از آبادى ولايت و آسودگى رعيت و ازدحام و كثرت خلق از اطراف به آن ناحيت به عمل آمد ضرب المثل دور و نزديك است و حاجت به اظهار نيست . تا در رمضان سنهء يك هزار و دويست و چهل كه امر حكمرانى آن ملك به شاهنشاه بهشت آرامگاه محمد شاه انار الله برهانه بعد از حكايات بسيار مفوض آمد « 1 » اين بندهء درگاه همايونپناه به ظل عاطفت وليعهد رضوان مهد « 2 » برود و آنچه لازمهء ملاطفت و مرحمت بود از آن حضرت معمول و مبذول افتاد و به مصاهرت مفاخرت حاصل شد . بعد به جهاتى چند كه موكب وليعهدى به عزم شرفيابى ركاب خاقان مغفور عازم سلطانيه شد اين بنده هم در ركاب مبارك بود و از سلطانيه حسب - الحكم خاقان خلدآشيان روانهء خدمت حشمة الدولهء « 3 » مرحوم شد كه يكى از ولايات لرستان و عربستان را واگذار فرمايند . به واسطهء اخلال مفسد و تخليط مذبذب آن كار صورت نگرفت و غبار وحشت و انكار فى ما بين مرتفع شده در سالى كه حكايت جنگ روسيه و ازدحام علما در سلطانيه
--> ( 1 ) - ظاهرا كلمه يا كلماتى افتاده . ( 2 ) - يعنى عباس ميرزا . ( 3 ) - حشمة الدوله محمد حسين ميرزا پسر ارشد و جانشين محمد على ميرزا دولتشاه كه بعد از روى كار آمدن محمد شاه دستگير و ابتدا در قلعهء اردبيل و سپس در زندان تبريز محبوس گرديد .