محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2395

مرآة البلدان ( فارسى )

جلد اول كتاب نامهء دانشوران ناصرى كه حسب الامر همايون به توسط نواب و الا اعتضاد السلطنه وزير علوم تأليف مىشود به اتمام رسيده و منطبع نيز شده به فروش مىرسد . محال قطور كه عبارت از سى و نه قريه و از محالات مخصوص خوى و از طرف جنوب به محال خانيك و در يك ملك ايران و الباق و از طرف مشرق به اندرون مملكت ايران و جلگهء شهر خوى و از طرف شمال به اراضى محال الند و آخورك ملك ايران و از طرف مغرب و قدرى از جنوب به قلل رشته جبال سرحديه كه ظاهرا رشته هراول و حقيقة سلسلهء متصلهء كوه قنديل است مىباشد و در سال هزار و دويست و شصت و پنج هجرى كه در صفحهء خراسان فتنهء سالارى برپا بود سرحدداران دولت عثمانى اين محال را از استعدادات عسكريهء دولت عليهء ايران خالى ديده و فرصت غنيمت شمرده به غصب تصرف كرده بودند و تابه‌حال در رد و استرداد آن محال از طرف دولتين عليتين امر به تسامح مىگذشت اين اوقات كه مجلس كنگرهء برلن منعقد و هنگام عقد مصالحه ما بين دولتين روس و عثمانى شد و اين حق دولت عليه در نزد مأمورين كل دول ثابت و محقق بود موافق فصل و مادهء شصتم عهدنامهء منعقده در كنگرهء برلن مورخهء سنهء هزار و دويست و نود و پنج هجرى حسب الشرط محال قطور بتمامها به دولت عليهء ايران واگذار و در اين اوقات محمد صادق خان امين نظام براى قبض و تصرف مأمور آنجا شده نوزده قريه از قراى محال قطور را به موجب تفصيل ذيل مأمورين دولت عثمانى به تصرف معزى اليه دادند و تسليم ما بقى را محول و منوط به حضور كميسيون و تشخيص حدود آنجا نمودند : قاشقه بلاغ ، بيانلو ، كوكرد ، استران ، آلمالو ، هندوان ، قيله‌لك ، قطور ، مخين ، كلت عليا ، كلت سفلى ، حبشى عليا ، حبشى سفلى ، زيرى ، كواران ، كرلومك ، راويان ، ترس‌آباد ، قاشقلول . وقايع شهر ذيقعدة الحرام سنهء 1296 روز دوشنبه سيم بندگان اعلى حضرت اقدس همايون ملوكانه دام ملكه محض مرحمت دربارهء جناب اشرف سپهسالار اعظم از قصر سلطنت‌آباد تشريف‌فرماى باغ جناب معظم شده دو فوج عراق سپرده به