محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2358

مرآة البلدان ( فارسى )

محمد خان چو از آمويه بگذشت * شراب عيش اهل بلخ شد تلخ تمام شهر ويران گشت از جنگ * وز آن تاريخ شد « ويرانى بلخ » در سنهء نهصد و دوازده عساكر محمد خان شيبانى از جيحون گذشته اغلب بلاد خراسان را نهب و غارت كردند . در سنهء نهصد و سيزده محمد خان شيبانى در اين سال از جيحون گذشته الى جرجان بتاخت و بديع الزمان گوركانى التجاء پناه به شاه - اسماعيل صفوى كه در تبريز بود برد و محمد خان الى دامغان تاخت نموده و صفحهء خراسان را تماما مسخر ساخت . در سنهء نهصد و شانزده ، بعد از شكست دادن شاه اسماعيل صفوى قشون شاهى بيك خان ازبك را در محمودآباد مرو و او را مقتول ساختن و به اين واسطه در انظار خوانين ازبكيه و شاهزادگان گوركانيه عظمى يافتن قرار مصالحه فى ما بين در سنهء نهصد و هفده به توسط خواجه محمود چنين داده شد كه جيحون سرحد ما بين ايران و توران باشد . در سنهء نهصد و هيجده ، به واسطهء فتور و ضعفى كه در كار امير نجم ثانى كه از قبل شاه اسماعيل حكمران خراسان بود روى داد ، « 1 » خوانين ازبكيه نقض عهد كرده از جيحون كه سرحد و سد بين مملكتين بود تجاوز نموده به هرات بلكه الى مشهد نيز آمدند اغلب بلاد خراسان را ويران و پى سپرپاى جور و عدوان نمودند . امير نجم نيز مقتول شد . شاه اسماعيل با قشونى جرار رو به خراسان نهاده در چمن رادكان فرود آمد و اقامت جست . خوانين ازبكيه تاب مقاومت نياورده روى برتافته تا آن سوى جيحون يكسره فرار كردند . حكومت بلاد خراسان به جاى امير نجم به امير عبد الباقى مفوض شد . در سنهء نهصد و بيست و هفت در بهار اين سال عبيد الله خان ازبك از جيحون گذشته در شانزدهم جمادى الاولى هرات را محاصره نمود و در دويم رجب بىنيل مقصود مراجعت به ماوراء النهر نمود . در سنهء نهصد و سى و پنج ، كوچم خان چنگيزى پادشاه توران با

--> ( 1 ) - منظور لشكركشى امير نجم ثانى است به ماوراء النهر و شكست و اسارت و قتل او در غجدوان .