محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2343
مرآة البلدان ( فارسى )
آنجا باز جريان رود آب پنجه به سمت شمال غربى مىشود . در گيلاخومت يكمرتبه راه و جريان تغيير نموده به طرف جنوب غربى مىآيد تا به حوالى ياكاتات . به اينجا كه رسيد و رودخانهء فيضآباد داخل او شد يكباره به سمت مغرب مىرود . رود سرخ آب و كافر نهنگ كه از طرف شمال داخل آن مىشود و رود آقسرا كه از سمت جنوب به آب پنجه ملحق مىگردد عظمتى پيدا كرده در حوالى ترمد موسوم به جيحون مىشود و باز قوسى تشكيل داده كه واشوقوس طرف شمال است تا به حوالى خواجه - صالح . از آن به بعد مستقيما با جزئى پيچ و خمى از نقطهء ما بين شمال و مغرب جريان يافته در سمت جنوب درياچهء خوارزم به اين درياچه داخل مىگردد . تتميم نگارنده گويد كيلف كه در عبارت ادريسى به نظر رسيده در نقشهء مسطوره كيليف و وجان و خان ضبط شده و نهر منك واخسو كه باز ادريسى گفته در نقشه كافر نهنگ نوشته شده و رود سرخاب و وخش يكى است و بنابر جمله اطلاعات از ناحيهاى كه سرچشمهء جيحون در آنجاست يعنى كوهستان پامير چهار رود بزرگ سرچشمه مىگيرند : جيحون و سيحون و اصل رودخانهء سند و يكى از رودخانههاى تبت . به عقيدهء اغلب از دانشمندان ، بدخشان را جيحون مشروب مىسازد و هرچه رودخانه و چشمه در اين مملكت است ضميمهء او مىشود ، همچنين رودخانههاى قندز و حصار . درياچهء خوارزم كه مصب جيحون است موسوم به ارال مىباشد و وجه تسميه اينكه چون ميان خوارزم و سيحون واقع شده و ارال به زبان ترك به معنى وسط است اين درياچه را ارال گفتهاند يعنى در وسط جيحون و سيحون . به عقيدهء مردم آن نواحى درياچهء خوارزم از يك گردابى داخل بحر خزر مىشود و مجراى آن زير زمين است و گويند ما بين بحر خزر و خوارزم منزلى است كه در آنجا صداى آب را كه از زير زمين جارى است مىشنوند . اين يكى از خطاهاى آن مردم است كه منشأ آن بىعلمى مىباشد و تصور مىكنند درياچهاى كه دو شط مثل سيحون و جيحون داخل