محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2341

مرآة البلدان ( فارسى )

سرخاب هم مىگويند در اينجا به رود بزرگ ملحق مىشود . قدرى كه گذشت آب گلچا ( كلشا ) با آب بدخشان از طرف چپ به آن مىريزد و تا اينجا رود بزرگ را وخشاب و آب پنجه مىگويند . از اينجا به پائين رودخانه به آمودريا معروف است . رودهاى ديگر كه به اين رودخانه ملحق مىشود از طرف راست يكى سرخاب است و از طرف چپ اقسراى - رود . بعد از طرف راست آب كافر نهان از سمت چپ آب خلم از طرف راست آب سرخان از سمت چپ آب بلخ كه آن را دهاس هم مىگويند . اما آب خلم و آب بلخ اكثر اوقات به آمودريا نمىرسد و در ريگزار فرو مىرود و پنهان مىشود . بالجمله پائين‌تر از بلخ ، آبهاى شبرغان و اندخوى گاهى از طرف چپ و آب قرشى ( قرش ) « 1 » از طرف راست به اين رودخانه ملحق مىگردد . ديگر آبى داخل آمودريا نمىشود و قدرى آن طرف خيوه اين رودخانه سه شعبه مىشود : يكى لودان كه به مغرب مىرود . ديگرى تلديك كه بعدها دو شعبه شده يكى به همين اسم معروف و يكى اولتن كه در ميانهء مغرب و مشرق است و شعبهء سيمى كه مشهور به كوان جرما و به طرف مشرق جارى است و از آنجا كه آمودريا سه شعبه شده تا درياى خوارزم كه درياى ارال باشد بيست و پنج فرسخ است و جميع اين آبها بدان مىريزد و آب تلديك از همه بيشتر است . آمودريا پيش از آن‌كه سه شعبه شود در هر ثانيه آب آن سه هزار ذرع مكعب جريان دارد و طى مسافت مىكند . در كتب جغرافياى فرنگى حاليه مىنويسند جيحون عمدهء شط تركستان است و در طرف جنوب اين مملكت واقع از درياچه سارى گل كه در دامنهء كوه بلور است چشمه مىگيرد . وضع جريانش به شكل نيم‌دايره و قوسى است از جنوب بحيرهء خوارزم وارد اين درياچه مىشود و مصب او باتلاق است و براى عبور كشتى نهايت صعب و تا حوالى بلخ از ميان كوهستان جارى است از بلخ به اين طرف جلگه مىشود . طغيان آب اين شط از ماه جوز است تا عقرب « 2 » . مصب اين رودخانه سابق بر اين بحر - خزر بوده و ژنرال موراويف « 3 » صاحب‌منصب روس كه به خيوق سفر

--> ( 1 ) - شهر قرشى ، نخشب قديم است ( ا . ع ) . ( 2 ) - يعنى خرداد تا آبان . ( 3 ) - Mouraviev