محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2321

مرآة البلدان ( فارسى )

ناحيهء زم‌احدى و معمور شده است به سبب اين رودخانه زم و آمل و فربر . و معمور مىشود خوارزم و عموميت نفع جيحون از براى اهل خوارزم است و اول شهرى كه واقع است بر جيحون از ماوراء النهر ، ختل و وخش است و آن دو شهر هستند مگر آن‌كه هردو مجتمع مىباشند در يك عمل و معامله و واقع هستند ما بين نهر جرياب و وخشاب و از شهرهاى ختل : هلبك و منك و تمليات و فارغره و كاربنج و انديجاراغ و رستاق بنك است . و شهرهاى وخش : هلاورد و لاوكند و مقام سلطان و پايتخت در هلبك است و منك و هلاورد بزرگتر از هلبك است مگر آن‌كه مقر سلطنت به هلبك است [ و متصل و پيوسته است خاك آن به وخش و ختل و وخان و سقينه و كران و كران خانه‌هاى كفر است و حاصل مىشود از آنجا مشك و رقيق ] « 1 » . و در وخان معادن نقره كثير است . و در رودخانهء ختل طلائى است كه جمع كرده مىشود در هنگام آمدن سيلها از شهرهاى وخان و وخان و تبت نزديك است و زمين ختل زراعتهاى بسيار و آب و ميوه‌جات خوب دارد و شهر ختل در كمال وسعت و نعمت و فراوانى است و مواشى و دوابش زياد است و در وقتى كه گذر كنى تو بر ختل و وخش تا نواحى واشجرد و قواذيان و ترمد و صغانيان و جاهائى كه در اثناء آنهاست ، آنها شهرهائى به انفراده خواهد بود به حسب معامله و عمل . اما ترمد شهرى است واقع در كنار رود جيحون [ و از براى آن قلعه و سور و حصارى است و احاطه دارد به آن حصار باره‌اى ديگر . و دار الاماره در قلعه است و محبس خارج از قلعهء كهنه است در شهر درسوق . و مسجد جامع در شهر است و مصلى داخل حصار است دربارهء شهر ] « 2 » و بازارهايش در شهر ترمد است و عمارات آن شهر از خاك و خشت است و معظم كوچه‌ها و بازارهايش به آجر مفروش است . و شهرى است معمور و با اهل و خلق . [ و اين نواحى را رخنه و بهره‌اى است از نهر جيحون ] « 3 » .

--> ( 1 ) - ايضا : [ و به نزديك وخش چند ناحيت هست چون وخان و سقينه و اين هردو كافرستان است غلام و كنيزك آرند از آنجا ] ص 233 . ( 2 ) - ايضا : [ قهندزى دارد و شارستان و ربض ، و ربض نيز ديوار دارد و سراى امارت در قهندز بود و زندان در شهر دارند ، در بازار و مسجد آدينه در شارستان است و نمازگاه عيد درون ديوار باشد در ربض ] ص 234 . ( 3 ) - ايضا : [ و فرضهء آن ناحيت و باركده ترمذ است ] ص 234 .