محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2280
مرآة البلدان ( فارسى )
مىباشد . به ميان چاه كه نظر اندازند درياى مواجى مىبينند كه از جريان آب در تلاطم است . خدا داند كه آن دريا به كدام سرزمين جارى مىشود . در هريك از طاقها كه بنشينند نىزار و سبزه و آب و جريان چشمهها جلوه و صفائى مخصوص دارد و در طرف ديگر آثار عمارات و ابنيهء غريبه كه در رزانت و متانت نظير بناهاى سابق الذكر بل ارفع و اوسع مىباشد مشهود مىگردد . ظاهرا حالا خراب باشد . اين عمارات قبل از ولادت حضرت رسول صلى الله عليه و آله در ساليان و قرون متواليهء عديده آباد و آتشكده بوده و شب و روز مستمر در آن آتش شعله مىكشيده است و از روز بنا ، آنى آتش آن منطفى نگرديده . در آن تولد حضرت رسالت پناهى ( ع ) يكى از علامات اين بود كه اين آتش يكمرتبه خاموش شد و درياچهاى به جاى آتش نمودار گرديد و اكنون مانند حوض مدورى است . اطراف آتشكده علاوه بر چشمهسارها قنوات بسيار خوب در قديم الايام بوده كه حالا خراب است . دهنهء اين قنوات در تنگ كوهى است كه در آنجا نيز آتشكدهء كوچكى بوده حال آن را بقعه و مقبرهء امامزاده مانندى ساختهاند و زيارتگاه شده در آنجا مردم به طلب حوائج مىآيند . آتشكدهء فيروزآباد معروف به آتشكدهء فارس است و چون در اين مملكت آتشكدهاى به اين اعتبار و عظمت فارسيان نداشتهاند ارباب سير و فصحا هرجا ذكرى از آن نموده آتشكدهء فارس گفتهاند . خواجه عليه - الرحمة گويد : سينه گو شعلهء آتشكدهء فارس بكش * ديده گو آب رخ دجلهء بغداد ببر وجه تسميهء اين آتشكده به « برمپير » « 1 » از روى حقيقت معلوم نيست . ظاهرا چون در بعضى السنه « پور » به معنى آتش و پير آتشكده است . غرض از اين لفظ ، آتشكدهء بهرام باشد يعنى برم ورم بوده و ورم ورام كه
--> ( 1 ) - « پير » هفتمين و بالاترين مرتبهء طبقاتى در مهرپرستى است و به معناى و اصل و منتهى كه سمت رهبرى ديگران را بر عهده مىگيرد . اصطلاح « پير » در تصوف و در اشعار متصوفه به همين معناست . حافظ فرمايد : پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد و هاتف فرمايد : پير در صدر و مىكشان گردش * پارهاى مست و پارهاى مدهوش