محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2263
مرآة البلدان ( فارسى )
و نخل فراوان دارد . يعقوب بن ليث صفارى كه در سال دويست و شصت و دو يا شصت و سه به خوزستان آمد به واسطهء استحكامى كه جندىشاپور را بود و نزديكى آن به ولايات ديگر در اين شهر قرار گرفت و در سنهء دويست و شصت و پنج در همينجا درگذشت و هنوز قبر او پديدار است . اما فتح اين شهر [ را ] به دست عساكر اسلام چنين نوشتهاند كه در خلافت خليفهء ثانى در سال نوزده هجرى بعد از فتح نهاوند مسلمين به محاصرهء جندىشاپور پرداختند و هنوز به شهر يورش نبرده بودند كه ديدند دروازههاى شهر باز شد و سكنه بيرون آمدند . مسلمين جوياى علت شدند . سكنه گفتند شما به ما امان داديد ، ما هم تسليم و راضى شديم كه خراج دهيم و شما ما را ايمن بداريد . مسلمين انكار كرده گفتند ميان ما و شما گفتگوى امان نشد و ما امان نداديم . چون سكنه زياد ابرام در اين باب نمودند ، مسلمين در مقام تحقيق برآمدند و معلوم شد يك نفر غلام مكنف نام از جانب مسلمين كاغذى جعلى به سكنهء شهر نوشته و شرايط مصالحه را معين نموده و مسلمانها خواستند تمكين اين مطلب نكنند ، ولى سكنه گفتند ما گمان كرديم نوشته از شماست و به شرايط آن اقدام نموديم . حالا ديگر هيچ نبايد كرد مگر اينكه شما از دور شهر برويد . مراتب را به خليفهء ثانى نوشتند . خليفه در جواب نوشت كه بر وفق نوشتهء جعلى عمل كنند . لهذا مسلمين دست از محاربه كشيدند و رفتند . اين فقره به موجب روايت سيف است . ولى بلاذرى گويد بعد از فتح شوشتر ، ابو موسى اشعرى به جندىشاپور رفت . سكنه ترسيده امان خواستند و به ايشان امان دادند و اصلا به كسى اذيتى وارد نيامده و مال احدى نيز نهب و تلف نشد مگر اينكه سلاح سكنه را تماما بگرفتند ولى يك قسمتى از اهالى كه در حوالى كلتانيه جمع شده بودند ابو موسى ، ربيع بن زياد را به دفع ايشان مأمور كرد و بعد از جنگ آنها را مطيع و شهر كلتانيه را فتح نمود . حمد الله مستوفى گويد جندشاپور از اقليم سيم است . شاپور بن - اردشير بابكان بساخت و شاپور ذو الاكتاف در او عمارت بسيار كرد . شهرى وسط و گرمسير است . هوايش بد و نيشكر بسيار دارد . جندين : صاحب معجم البلدان گويد احتمال مىدهم « جندين » محلى باشد در خاك همدان .