محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2188
مرآة البلدان ( فارسى )
مىآيد . و اسب چرگرى معروف است . محصول قريه غلهء آبى و ديمى و از چشمهسار جبل مشروب مىشود . تا قصبهء سلطانيه دو فرسخ است . هوايش ييلاق و دويست و بيست خانوار رعيت دارد . جركشيك : قريهاى است از قراى بلوك ساوجبلاغ من بلوكات طهران . چركنى : در سال يكصد و سى و شش هجرى در خلاقت ابو جعفر منصور - دوانيقى ، يزيد بن اسد كه به حكومت شيروان و در بند مأمور بود ، از تعدى طايفهء خزر به بغداد شكايت كرد و تدبيرى كه براى دفع اين طايفه كردند اين بود كه قلاع قديمه ، كه در سرحد بوده تعمير نمايند و از طرف خلافت حكم به مرمت آنها صادر شد . من جمله قلعهء سفنان بود كه حالا آن را چركنى مىگويند و پس از مرمت چند خانوار شامى آنجا ساكن نمودند . جرلان : به عقيدهء بعضى از جغرافىنگاران زيارتگاه معتبرى است در خراسان . جرلان قوش : از مزارع محال زنجان رود است . هوايش گرمسير و پانزده خانوار سكنه دارد . چرم : مزرعهاى است از مزارع تربت حيدريه . زراعت آن با آب قنات مشروب مىشود . جرمابق : از قراى بلوك خفرك و مرودشت فارس است . طول جلگهء اين بلوك از شمال به جنوب تخمينا نه فرسخ و عرضش پنج فرسخ است . در بعضى قراى اين بلوك حمام ساختهاند و در اكثر مسجد بنا نمودهاند . چرمانهرود : بنابر مسطورات تاريخ رشيدى ، در سنهء ششصد و نود و سه ، غازان خان بعد از آن كه قتلغ شاه را به دفع امير نوروز مأمور كرد و اخبار خوش از طرف قتلغ شاه رسيد غازان خان قتلغ شاه را به بسطام طلبيد و از آنجا از راه چرمانهرود به جرجان آمد . چرمر : يكى از قلاع بلوك سرجام است و چمنى دارد كه معروف مىباشد .