محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2172
مرآة البلدان ( فارسى )
است در ميانهء پشتههائى كه عدهء آنها سى پشته است و گفته شده است سى رأس و سيسر را سيسر صدخانه ناميدهاند يعنى سىسر كه سى پشته باشد و صد چشمه . زيرا كه آب آن از چشمه است و عدهء چشمههاى آن صد مىباشد . خلاصه اشياخ مشار اليهم گفتهاند سيسر و حوالى پيوسته چراگاه مواشى اكراد و غيرهم بود و در سيسر براى دواب و اغنام خليفه مهدى چمنها ديده مىشد و آن اغنام سپرده به شخصى بودند كه او را سليمان بن قيراط مىگفتند از غلامان مهدى كه صاحب صحراى قيراط در مدينة - السلام بود . و شريكى با سليمان بود موسوم و معروف به سلام طيفورى كه غلام ابى جعفر منصور بود و او را به مهدى بخشيده . همينكه فقرا و خائفين اطراف در خلافت مهدى در جبل پراكنده شدند اين ناحيه را ملجأ و مجمع خود قرار دادند و از هر جانب بدين ساحت آمده مسكن مىنمودند و كسى از آنها چيزى مطالبه نمىكرد . زيرا كه اين محل حد همدان و دينور و آذربايجان بود . سليمان بن قيراط و رفيق او اين مطلب را به مهدى نوشته و عرضه نمودند و عرض و شكايت آنها را به جهت دواب و اغنام كه داشتند و از دستبرد آنها خائف بودند اظهار كردند . مهدى لشكر معتبرى به آن ناحيه فرستاد و به سليمان و سلام نوشت كه شهرى بنا كنند و خود و اعوان و رعايائى كه دارند در آن شهر ساكن گردند و دواب و اغنامى كه از دستبرد بر آنها ترسانند به واسطهء آن شهر محفوظ و محروس دارند . سليمان و سلام شهر سيسر را بنا نمودند و در آن سكنى گرفتند و ضميمهء اين شهر شد [ رستاق ماينهرج ] از دينور و رستاق جوذمه از آذربايجان از كوه برزه و رسطف و خابنجر ( خانجر ) ( خاينجر ) . مشايخ اهل مفازه كه ناحيهاى است وصل به سيسر روايت كرده گويند چون جرشى حكمران جبل شد اهل مفازه را كوچانيده و از محل و ماوائى كه داشتند راند و جرشى را قايدى بود معروف به همام بن هانى - العبدى . اكثر اهل مفازه پناه به او برده و او به امر آنجا قيام نمود و حق بيت المال را ادا مىكرد تا درگذشت و پسرش بعد از او از عهدهء اين كار برنيامد و اين در عهد خليفه مأمون بود . خليفه مأمون هشام مروزى را به قم فرستاد در وقتى كه اهالى قم