محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2153
مرآة البلدان ( فارسى )
و معذرت را بهجاى آورد . پادشاه از سر تقصير او درگذشت و اين كردار پادشاه كه ناشى از سستى عنصر و ضعف حال و ميل به مال بود بر طبع پارسونده به غايت ناگوار آمده دانست كه از اين پس در حضرت سلطنت وى را شأن و منزلتى نخواهد بود و از همانجا على الغفلة فرار كرد و پناه به طايفهء كادوس برد . چنانكه بدان اشاره نموديم . و پس از اين واقعه يعنى فرار پارسونده و پناه بردن به طايفهء كادوس و اظهار مخالفت و ياغيگرى نمودن پادشاه مد را هشتصد هزار قشون مستعد مسلح بود و پارسونده از جماعت كادوسيان دويست هزار نفر قشون جمعآورى كرده در تنگه و دهنهء درهاى تلاقى و تقابل فئتين شد و شكست عظيمى به قشون آرته وارد آمده پنجاه هزار نفر از ابطال عساكر او به قتل رسيدند و اين فتح سبب شد كه طايفهء كادوس پارسونده را به پادشاهى اختيار كرده تا زنده بود با استقلال تمام در ميان آنها سلطنت و حكمرانى كرد و كليت آن ناحيه و آن طايفه را از تحت سلطنت مدى خارج نمود و قريب به مردن خود مجلس و مجمعى تشكيل داده آن جماعت را به آذر و ناموس و جان سوگند داد كه ابدا تبعيت سلاطين مد را اختيار نكنند چنانكه نكردند تا زمانى كه سلطنت به كيخسرو رسيد و آنها را مطيع ساخت . از آن طرف آرته بعد از آنكه از پارسونده شكست خورد چيزى نگذشت كه از غصه درگذشت و بعد از فوت آرته ، آرتينه « 19 » بيست و دو سال سلطنت كرد و پس او استيبارس « 20 » چهل سال پادشاهى نمود . و در زمان سلطنت او طايفهء پارت كه عبارت از سكنهء مازندران و خوارزم و دهستان باشند به او شوريده تبعيت و انقياد پادشاه ساس ( توران ) را اختيار كردند و به اين جهت ما بين پادشاه مد و پادشاه ساس زناد نزاع و نايرهء عناد مشتعل شد و بعد از چند سال و چند جنگ آتش فتنه و فساد باب صلاح و و داد خاموش و رفع ذات بين گرديد . و در طى مصالحت شرط شد كه پارت كما فى السابق جزء سلطنت مد باشد و دو پادشاه با هم دوست و مؤالف و در وقت ضرورت و لزوم از كمك سپاهى و اعانت حربى در حق هم مضايقه نكنند و شرايط تحابب را در هرحال منظور دارند . نگارنده گويد اين تفصيل به مصالحهء افراسياب و زو پادشاه ايران -
--> ( 19 ) - Artines ( 20 ) - Astibares