محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2149

مرآة البلدان ( فارسى )

معنى كه در اوان سلطنت بهمن برادر او كيروس « 10 » جوان از جانب او حكومت آناطوليا را داشت . در سال چهارصد و يك قبل از ميلاد كيروس با برادر آغاز مخالفت نموده ادعاى سلطنت كرد و يك‌صد هزار قشون بومى فراهم كرده با سيزده هزار نفر سپاه يونانى كه در خدمت او بودند و از جمله سردارهاى معروف يونانى اگزنوفون بود متوجه حرب برادر گرديد . در قريهء كوناكسا در حوالى شط تلاقى فئتين شد و عساكر پادشاه بر سپاه كيروس جوان ( كيخسرو جوان ) غلبه كردند و او را مقتول و عساكر او را متفرق و منهزم ساخته جمعى را نيز اسير و دستگير نمودند و از جملهء اسرا يكى اكتزياس طبيب بود كه با يونانيان آمده و اسير پادشاه ايران شده هفده سال در خدمت او به سر برد . بنابراين اطلاعات ، اكتزياس كه با آن اعصار قريب العهد بوده و مدتى در اين سرزمين اقامت داشته قابل كمال وثوق است . علاوه‌براين ، خود اكتزياس گويد من تاريخ خود را از روى ديفترهاى سلطنتى جمع و تأليف نمودم . ديفتر همان دفتر فارسى است كه بعد معرب شده . خلاصه اكتزياس گويد بعد از غلبهء طايفهء مد بر مملكت آسيرى ، مدها مالك تمام آسيا شدند و ارباس ( فريدون ) را كه بر سارداناپال پادشاه نىنيو غلبه كرده بود به سلطنت مستقله و مالك الرقابى خود اختيار و انتخاب نمودند و او بيست و هشت سال سلطنت كرد . بعد از او پسرش موداسه « 11 » ( منوچهر ) پنجاه سال پادشاهى نمود . پس از آن سوزار - موس « 12 » ( نوذر ) سى سال و بعد آرتيكا « 13 » ( افراسياب ) پنجاه سال فرمانروائى داشت . نگارنده گويد اين‌كه ما آرتيكا را افراسياب مىدانيم از آن است كه اولا اكتزياس نمىنويسد آرتيكا پسر سوزارموس بود ؛ بلكه

--> ( 10 ) - Cyros يونانيها نام كورش را چنين مىنوشتند و با توجه بدان كه y در يونانى ( او ) خوانده مىشد ، نام آن پادشاه را كورس تلفظ مىكردند . اما فرانسويها و انگليسيها اين كلمه را سيروس و سايروس خوانده‌اند . غرض از كورش جوان ، كورش كوچك است برادر اردشير پادشاه هخامنشى معروف به درازدست . كورش حكومت آناطولى را داشت ، ولى بر برادر ياغى شد و به جنگ او شتافت اما در نبرد كشته شد و ده هزار يونانى همراه وى به سرزمين خويش بازگشتند . ( 11 ) - Mandakes و در بعضى نسخ : مائوداكس ( 12 ) - سوسارمس Sosarmos ( 13 ) - Articas