محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2126
مرآة البلدان ( فارسى )
در تعيين حدود آسيرى اختلاف است . شهر نىنيو پايتخت آسيرى در حوالى موصل بوده است . بعضى مورخين مملكت آسيرى را مخصوصا ارزنة الروم و كردستان متصرفى عثمانى مىدانند و برخى جزيرة العرب ما بين الشطين دانسته . بههرحال ديو دور « 1 » مورخ كه جمعكنندهء تاريخ اكتزياس طبيب است گويد : از سلاطين آسيرى پادشاهى كه به وجود او توان مطمئن شد و اعتماد كرد و هيچ شك نيست كه چنين پادشاهى به وجود آمده و بوده است يكى نينوس است كه كارهاى عمده و اعمال خطيرهء عظيمه در عالم نموده و اسم بلندآوازهء خود را در صفحهء روزگار و متون تواريخ و اسفار مخلد و يادگار گذاشته است . صاحب ناسخ التواريخ نينوس را يكى از نمارده « 2 » مىداند . بههرحال اين پادشاه از بدايت جوانى نهايت جنگجو و رزمطلب و به صفت تهور و شجاعت و تنمر « 3 » و جلادت معروف و موصوف بود جمعى از مردان جنگديدهء كارآزموده را با خود متفق ساخت و فوجها از جوانان قابل مستعد فراهم آورد و ترتيب داد و به آنها آداب رزم و حرب و مشق تحمل مشاق و رياضات بدنى آموخت و از اين جمعيت قشونى بسيار مستعد و لشكرى جرار تجهيز داد و با پادشاه عرب كه حاربائوث نام داشت متحد و متفق گرديد . و ممكن است كه حاربائوث ضحاك باشد . زيرا كه بعضى از مورخين كه از جمله ابو الفدا مىباشد ضحاك را حارث نوشتهاند و اين لفظ با حاربائوث بىشباهت نيست . خلاصه آنوقت عربستان كنام دليران و بيشهء شيران بود . نينوس با قشون خود و عساكر عرب كه او را به كمك و يارى آمده بودند ابتدا ناحيهء بابل را مسخر ساخت . اگر چه شهر بابل هنوز بنا نشده بود ولى آن بلوك و نواحى كه بعدها شهر بابل همانجا ساخته شد از قديم الايام بابل نام داشت و آباديها بلكه شهرهاى معتبر ديگر غير از شهر معروف بابل در آن زمان در آن بلوك و نواحى داير و معمور بود . بالجمله ناحيهء بابل را كه به تصرف درآورد بر آنجا خراج و منال مقرر داشت و از خانوادهء سلطنت هركه را در آنجا يافت به قتل رسانيد و عرصهء
--> ( 1 ) - Diodore de Sicile ( 2 ) - جمع نمرود پادشاهان اساطيرى بابل . ( 3 ) - تنمر به معنى مانند پلنگ شدن و تندخوئى نمودن است .