محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2109
مرآة البلدان ( فارسى )
براى رستاق و از براى بلده . در اينجا زعفران خوب ممتاز بسيار به عمل مىآيد . در لباب گويد روذراور به ضم راء مهمله و سكون واو و ذال معجمه و فتح راء مهمله و الف و واو مفتوحه و در آخر آن نيز راء مهمله بلدهاى است در نواحى همدان كه مولد جماعتى از اهل علم مىباشد . يكى ديگر از بلاد جبل ، زرند است . باز در لباب مسطور است كه : زرند به فتح راء معجمه و راء مهمله و سكون نون و در آخر آن دال مهمله بلدهء كوچكى است از نواحى اصفهان . و بنابر آنچه در « اطوال » نگاشته شده زرند از حيثيت طول هفتاد و هشت درجه « 1 » و چهل دقيقه و عرض آن سى و شش درجه و سى دقيقه است . اما به موجب مسطورات قانون طول زرند هفتاد و هشت درجه و عرض آن سى و هشت درجه است . ايضا در لباب گويد : دليجان به ضم دال مهمله و كسر لام و سكون ياء بلدهاى است به نواحى اصفهان و دليگانش نيز گويند . و نيز از قراى مشهوره به نواحى اصفهان راوند است . در لباب گويد راوند به فتح راء مهمله و واو و ما بين آن دو الف و سكون نون پس از آن دال مهمله است و منسوب به اين قريه را راوندى گويند . باز بنابر مسطورات لباب ، لنجان به فتح لام و سكون نون و جيم و الف و نون شهرى است به نواحى اصفهان و كاروانسراى لنجان كاروانسرا و خانى است بسيار معروف و منسوب به لنجان را خانى گويند زيرا كه نسبت داده مىشود به خانى و كاروانسرائى كه محل نزول قوافل است . و بنابر آنچه در مشترك نگاشته شده جى به فتح جيم و تشديد ياء اسم است از براى شهر قديم اصفهان . ابتدا آن شهر را جى مىگفتند بعدها موسوم به شهرستان شد و اكثر ابنيهء آن به مرور زمان خراب و ويران شده آنگاه زن يهوديهاى كه تمول زيادى داشت در آن حدود بناى عمارت و آبادانى گذاشت تا رفتهرفته شهرى شد و شهر بزرگ اصفهان همان است . و ميانهء يهوديه و شهرستان به قدر يك ميل خرابه مىباشد . و ما بين جى شهر عتيق اصفهان و يهوديه به قدر دو ميل مسافت مىباشد . نيز گويند وجه تسميهء اصفهان به يهوديه اين است كه بختنصر بعد از آنكه بيت -
--> ( 1 ) - در ترجمهء تقويم البلدان ( ترجمهء عبد المحمد آيتى ، بنياد فرهنگ ايران ، 1349 ) آمده : در « الاطوال » طول آن « عج » ( هفتاد و سه درجه و 40 دقيقه ) . . . ص 472 .