محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1733
مرآة البلدان ( فارسى )
روز بيست و ششم به شهر اسلامبول به تماشاى مسجد اياصوفيا و سفارتخانهء ايران تشريففرما شدند . نواب يوسف عز الدين افندى پسر اعليحضرت سلطان كه شانزده ساله مىباشد دراينروز بديدن اعليحضرت همايون آمد . امشب شام را در عمارت بشكطاش دعوت رسمى بود . روز بيست و هفتم به سياحت جزاير و كشتى عزيزيه و غيره گذشت . روز بيست و هشتم در باغ والدهء اعليحضرت سلطان به اتفاق اعليحضرت معظم به ناهار « 82 » موعود بودند . دراينروز باغ وحوش و طيور هم ملحوظ نظر انور گرديد . شب اينروز حقهبازى در حضور - همايون كارهاى غريب عجيب كرد . روز بيست و نهم كامل پاشا رئيس دارالشوراى دولت به حضور مبارك مشرف شد . عصر اينروز به يالى صدر اعظم تشريففرما شدند . روز غرهء رجب بعد از وداع با اعليحضرت سلطان در كشتى سلطانيه نشسته عزيمت پوتى نمودند و چون كشتى طليعه كه وقت آمدن با كشتى سلطانيه بود چندان امتيازى نداشت كشتى موسوم به عسير « 83 » به جاى آن براى ملتزمين ركاب اعلى معين شد . روز چهارم به بندر پوتى رسيدند و پرنس منچيكوف و كلنل بيزاك مهمانداران سابق دولت روس كه ابتدا به انزلى آمده بودند باز به اينجا آمده مشغول پذيرائى مقدم مبارك شدند و از كشتى سلطانيه به كشتى بخار كوچكى كه از طرف پوتى آمده بود نقل مكان كرده و در رودخانه داخل و جائى كه از اين كشتى خارج مىشدند لب رودخانه اطاق كوچكى موجود كرده بودند و نواب گراندوك ميشل برادر اعليحضرت امپراطور - روس كه جانشين و فرمانفرماى قفقاز است با صاحبمنصبان و ژنرالها دم اسكله حاضر بودند . بعد از تقديم تعارفات و تشريفات با كالسكهء بخار به راه افتادند و فردا صبح به تفليس رسيدند . در اينجا نيز تشريفات كامله به عمل آمد و دراينروز از نواب گراندوك ميشل ديدن كردند . نواب - معظم نيز با زوجهء خود به بازديد اعليحضرت همايون آمدند و بعدها
--> ( 82 ) - در متن همهجا : « نهار » . ( 83 ) - سفرنامه : « كشتى موسوم به عسير كه كشتى جنگى است » .