محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1685
مرآة البلدان ( فارسى )
« بسيار صحيح است ان شاء الله همينطور مجرى شود » . ما سواد آن راپورت را بعينه دراين محل مىنگاريم : سواد راپورت جناب مستطاب صدر اعظم خداوند عالم جميع نعمات را به خاك و به اهل ايران عطا فرموده است و ليكن به چندين سبب نه قدراين نعمات را چنان كه بايد دانستهايم و نه از هزار يك فوايد آنها بهره بردهايم . معادن و منافع ثروت و خزاين ارضى و استعداد شخصى و هنرهاى ذاتى خود را اكثر مجهول و مردود و معطل گذاشتهايم . نعمتى كه در ايران از جميع نعمات الهى بيشتر ضايع و پايمال شده است وقت و عمر است . از سوء تربيت و بدبختى در عموم ممالك مشرق ، وقت هيچ قدر و قيمتى نداشته است و حال اينكه اولين سرمايهء زندگى وقت و عمر است . چنانكه مكرر ذات اقدس ملوكانه شفاها به اين غلام امر و اراده فرموده كه وقت را نبايد ضايع كرد و قدراين نعمت را بالاتر و زيادتر از قدر ساير نعمات خداوندى دانست . اوضاع حكمرانى دراين ممالك از قديم چنان ترتيب يافته است كه لابد هيچ امرى نبايد بگذرد مگر پس از طول زمان و تضييع وقت زياد . عامهء اهل ايران به هزار زبان مىتوانند معروض بدارند كه از اين عيب بزرگ چه قدر ضرر و چه قدر خرابيها ديدهاند . از طرف ديگر محقق مىدانيم كه يكى از اسباب انتظام و رونق ممالك خارجه اين است كه معنى و قدر وقت را چنانكه بايد يافتهاند و به واسطهء تدابير دقيق چنان وضعى ترتيب دادهاند كه از سرمايهء گرانبهاى وقت مثل ساير نعمات طبيعت هزار نوع فيض و فوايد برمىدارند . چون اعليحضرت همايون هميشه بر دقايق اين ملاحظات توجه تام داشتهاند ، دراين اوقات كه راى جهانآراى شاهنشاهى تعلق براين يافته است كه اوضاع ايران بر مناظم جديد و آبادى مملكت بر تدابير محكم ترتيب يابد امور دربخانه به موجب يك قرارى معين شود . تا امروز بعضى حالات ادارهء سابق و بخصوص اين بليهء هايلهء قحطى كه وقت و حواس اولياى دولت را منحصرا مصروف نقطهء واحد داشته مجال آن نبود كه به كليهء امور و به اساس تنظيم و توجه اقدامى بشود . اما اينروزها كه از فضل الهى و از قدرت همت اعليحضرت اقدس شاهنشاهى مصايب اطراف روبه انحطاط و اميد و چشمداشت خلق