محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1628
مرآة البلدان ( فارسى )
جستند . جناب مشير الدوله و جناب مدحتپاشا از پيش به كربلا رفتند و رئوف پاشا كه از راه شط فرات عازم اسلامبول بود به حضور مهر ظهور مشرف و روانه شد . وقت عصر اعليحضرت همايون به زيارت طفلان مسلم رفتند و چون صحن و گنبد و ايوان و غيره خرابى داشت به معير الممالك حكم فرمودند تعمير و مرمت نمايد . روز هفتم رمضان ، روانه به مقصد - اعلى يعنى كربلاى معلى شدند و در يك فرسنگى شهر در مقبرهء عون بن - زينب عليه و عليها السلام پياده شده زيارت خواندند . اين راه راه معمولى زوار نيست و كمتر كسى از زيارت عون بهرهمند مىشود . از اينجا كه گذشتند ، ميرزا حسن كليددار حضرت سيد الشهداء عليه آلاف التحية و الثناء با خدمهء آن حضرت به استقبال آمده به موكب همايون پيوستند . چون قدرى ديگر راه طى شد به قدر ربع ساعت باران شديد و تگرگ باريد و مردم تر شدند و در سفرنامهء عتبات كه به بنان معجز بيان مبارك نگاشته شده مىفرمايند : « آسمان ، زوار اين آستان را از لوث معاصى پاك خواست كه پاك شو اول و پس ديده برآن پاك انداز » نزديكى باغات شهر باران ايستاده جناب مدحت پاشا و جناب مشير الدوله هم به ركاب اعلى پيوسته بودند . از پل سفيد كه بر روى پل حسينيه ساخته شده عبور فرمودند . از اينجا به شهر سابقا راه به واسطهء كثرت نهرها و تنگى كوچه اسباب زحمت زوار بود اما مدحت پاشا محض تشريفات مقدم مبارك اعليحضرت شاهنشاهى دام ملكه اين راه را ساخته و وسعت داده و مجراى نهرها را در زير بنا كرده . همهجا خيابان و كوچه زياده از ده ذرع عرض دارد . خلاصه در تمام اين راه از دو طرف معبر آدم و تماشاچى ايستاده و اكثر ايرانى و عجم بودند . خدمهء حضرت عباس عليه السلام هم پياده در خيابان استقبال نمودند و علمهاى آن حضرت را تيمنا از جلو مىكشيدند . خلاصه از دروازهء موسوم به دروازهء نجف وارد و درب صحن مقدس پياده شدند و با قلبى خاضع و خاشع و حالتى نهايت متواضع به روضهء مقدسه تقرب و تشرف جستند و در تحت قبهء مباركه به آداب زيارت و دعا پرداختند و از تذكر مظلوميت شهدا و مصايب وارده درآن سرزمين ، قلب مبارك قرين