محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1581
مرآة البلدان ( فارسى )
جهت نوكرى و سبب ترقيات آن مرحوم در دولت قاجاريه : بعد از آنكه خبر شهادت آقا محمد خان شاه شهيد در شوشى به خاقان مغفور فتحعلى شاه طاب الله ثراه رسيد از شيراز لشكر كشيده و به مقابلى صادق - خان شقاقى رسيدند . درآن بين ، احمد آقاى شيخ شرفى حاكم مراغه - كه پسر حاجى على محمد بود و مدار حاجى على محمد پدرش از حمل و نقل بار تجارتى مىگذشت و هنگام رفتن شاه شهيد به قلعهء شوشى كه حمل بارهاى سلطنتى را نموده و به لقب خانى سرافراز گشته بود - بدين خيال افتاد كه دراين اغتشاش كه امر جهانبانى با صادق خان در كشاكش و خاطرها مشوش است هرگاه فرستاده و پيشكشى به رزمگاهشان روانه ندارم خلاف كار حكومت و حكمت است . پس دو عريضه به يك مضمون به اسم آندو جنگجو نگارش نموده و با پيشكشى نقد و موجود مصحوب آقا حسين پسر محمد رسول بيك كه شخص كاردان و باكفايت و بااستعداد و قابليت بود به محل مشاجرت ايشان فرستاد و به او ياد داد كه در حول وحوش دو اردو ملتفت باشد هريك را روزگار برگشت و شكست خورد به حال خود گذارد و آن ديگرى را كه نصرت و جنود فتح و ظفر رسيد به خاكبوسى مصمم و عريضه را تسليم نما و پيشكش را تقديم و جواب گرفته به مراغه مراجعه كن . هنوز آندو عسكر اسب در ميدان مشاجرت ندوانيده كه آقا حسين به حكم دولتخواهى خود را به اردوى خاقان مغفور رسانيده و مراتب دولتخواهى حاكم مراغه را به رشتهء عرض اخلاص كشانيده و عريضه و پيشكش را تسليم نمود و معروض داشت كه اهالى آذربايجان خود را رعيت خاقان شهيد مىدانند و خطبهء خاقانى به نام جهانبانى مىخوانند . از اين تقرير و صداقت باب عنايت خسروانى بر چهرهء اميدوارى خود گشوده كفايت و صداقت اين فرستاده مقتضى استحكام حكومت احمد خان گرديد و كما فى السابق او را به حكومت سرافراز گردانيد و شخص آقا حسين را به عنايات ممتاز و به چاكرى برگزيدند و جواب عريضهء احمد خان را مرقوم داشتند و على الظاهر خيال باطنى او را ندانسته انگاشتند و دراين بين دو لشكر بناى محاربه گذاشتند و چيزى نگذشت كه اردوى صادق خان شكست خورده و آقا حسين خدمت خود را انجام داده با نيل مرام به مقام خود مراجعت كرد و جواب عريضهء احمد خان را رسانيد و همان عرض و خدمت صادقانهء آقا حسين اسباب