محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1035
مرآة البلدان ( فارسى )
ساربان كاروان يموت كرايه كرديم و آب و آذوقهء پانزده اسب و بيست و دو شتر و بيستوپنج آدم تهيه كرده ديگرباره خان خيوق را ملاقات نموده وداع كرديم . و بازآمده از خيوق كه دارالملك خوانين خوارزم است مصمم منازل راه اورگنج الى اورگنج كهنه شديم كه شهر قديم آنجا بوده و سپاه مغول آنجا را ويران نمودند و دراين محل همان به كه مختصرى از بلاد و قلاع و قواعد و رسوم آن ولايت بنگاريم و مشهودات را مزيد معلومات نمائيم . در ذكر خوارزم خوارزم را قلعهها و شهرها بوده و هست . وجه تسميهء اين مملكت به خوارزم اينكه در زمان كيخسرو بن سياوش بن كيكاوس كه با جد خود افراسياب دعوى خونخواهى پدر خود سياوش همى كرد و مكرر درميان ايرانى و تورانى جنگهاى بزرگ شد ، از جمله وقتى افراسياب لشكرى به سردارى شيده پسر خود كه خال كيخسرو بود به جنگ ايران فرستاد . كيخسرو نيز با لشكر بسيار حركت كرده بر لب جيحون در زمينى وسيع و صاف تلاقى دو لشكر شده چون شيده به شجاعت خود مستظهر بود خواهش كرد كيخسرو بنفسه با او جنگ كند هركدام كشته شدند بقيهء لشكر در امان باشند و بىنزاع برگردند . كيخسرو پسنديده دراين باب عهد كرد . امرا و پهلوانان ايران چون از شجاعت كيخسرو بىخبر بودند از اين كار تشويش داشتند و هرچه منع كردند كيخسرو نپذيرفت . خلاصه هر دو بشخصه با هم رزم كردند و كيخسرو بر شيده غالب شده او را بكشت و پس از قتل عزادارى كرده سپاه تركستان را معاف از مصاف نموده و رخصت انصراف داد . چون در لغت فارسى خوار به معنى سهل و كم و آسان و كار بىمايه و زحمت آمده لهذا كيخسرو گفت دراين زمين خوارزمى شد . بنابر قاعدهء پارسيان كه چون يك حرف مكرر و در پهلوى هم يكى را حذف و به يكى اقتصار مىنمايند آن زمين به خوارزم موسوم شد و به واسطهء قرب به آب جيحون به مرور دهور مردم در آنجا جمع و خانه بساختند و هرجا قلعه و شهرى بنا كردند تا آباد شد .