محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1030

مرآة البلدان ( فارسى )

گرداگرد حوض سايه انداخته بود . در برابر رواق باغى طويل و عريض در نهايت قاعده و قانون و خيابانهاى پردرخت . صاحب اين خانه يموتى بود موسوم به ملا پيرنفس . مردى مكرم و مطعم بود . روز بعد از آنجا روانه شده . روز غرهء شعبان يوسف جان آقا از بزرگ زادگان ملازمان خان خوارزم به اشاره معظم اليه با سواران به استقبال من بنده آمد و پرسش و اكرام كرده به طريق مهماندارى همراه بنده همى بود . از نزديكى منزل و باغ پيشتر رفته چون به دروازهء باغ رسيديم ديديم آنجا ايستاده اظهار شرمسارى مىكند و عذر مىخواهد . بعد از ورود قندروس و چاى و نقل كه از شهر آورده بودند با بعضى ميوه‌هاى نورس و نارس آن باغ به مجلس آورده پس از مصرف چاى و نقل و ميوه محقق شد كه خان جليل الشأن خيوه قرب هفته‌اى است كه به سفر مرو رفته‌اند . على الصباح روبه‌راه نهاده از بسيارى انهار و اشجار خشكى بيابان فراموش شد . نهرها بريديم تا به حوالى خيوق رسيديم . جمعى به استقبال آمدند . داخل دروازه شده اجمالا تماشايى از شهر نموديم و از دروازهء ديگر بيرون شديم و در باغ و خانه‌اى كه معين كرده بودند نزول كرديم . رحمت الله ديوان خان سركار مهتر كه مستوفى خان خيوق است با ناظر مهتر آقا شرط مهماندارى و خدمتگزارى به جاى آوردند . ولى چون منزل چندان باصفا نبود شكايتى رفت و آن را براى سركار خان در عرض راه حكايت كردند . از آنجا حكم شد به باغ و عمارت شاهانهء مرحوم محمد رحيم خان كه در خارج شهر در زمين موسوم به گندم كان است نقل نماييم . ذكر عمارت خانى و منزل ثانى نخست فضائى دارد كه حوضه‌اى درآن است . درختان نارون بلند انبوه پس دروازه رفيع كه در دو جنب دو برج وسيع دارد و چون از دالان پيش آيند فضايى ديگر و درى ديگر است پس در ديگر و در راستش خلوتى وسط مشتمل بر اطاق بزرگ و بالاخانه‌اى منقح كه منسوب به مهتر آقاى وزير سابق بوده است پس دالانى ديگر و درى ديگر و اطاقى در دالان به‌جهت منزل چاكران و درى ديگر كه از آن داخل به عمارت خانى مىشوند مشتمل بر اطاقهاى بزرگ بسيار و اطاقها در اطاقها ساخته كه در زمستان گرم و در تابستان خنك خواهد بود و در پيش هر اطاقى