محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1001

مرآة البلدان ( فارسى )

بختيارى و توشمالخان فيلى با هشتصد نفر از آب رود عبور كرده بر قلعه يورش بردند و قلعه را به تصرف درآوردند و خراب كردند و توپهاى آنجا را به چنگ آوردند و توپى بزرگ نادرشاهى درآن قلعه بود . آن را خرد و درهم شكستند . و ميرزا قوام را چون اين قلعه از دست برفت كارش را قوامى نماند و راه بهبهان گرفت و پسرش به قبايل الوار ممسنى گريخت . غضبا [ ن ] خان كه از خصماى ميرزا قوام بود به حكومت آن محال مأمور و سهام الدوله عزيمت بهبهان كرد و چهار ماه به محاربه و محاصره گذشت و برادرزادگان ميرزا قوام - ميرزا سلطان محمد خان و ميرزا كمال پسران ميرزا منصور خان - كه در شهر بودند ناچار به‌دست سهام الدوله افتاده و ميرزا قوام از آنجا به قلعهء گل و گلاب كه در چهار فرسنگى بهبهان و از قلاع مشهوره است گريخت و متحصن شد . مراد على نام كه مقدم مستحفظين قلعه بود ، در مراجعت از ميان الوار ممسنى ، گرفتار سهام - الدوله شد و اهل‌وعيال او را به عنوان گروى به اردو خواند و او را به گرفتن قلعه و تسليم نمودن به گماشتگان ديوان راضى ساخت و او به قلعه رفت و بنابر مواضعهء مسطوره ، شبى در قلعه را بگشاد و به تصرف داد . ميرزا قوام از گل به گلاب گريخت و دراين وقت از جانب نواب فيروز ميرزاى نصرة الدوله حكمران فارس ، عباسقلى خان سردار لاريجانى به نظم كوه گيلويه و اخذ ميرزا قوام مأمور شد . آبى را كه از قلعهء گل به قلعهء گلاب مىرود بستند . ميرزا قوام از بىآبى از قلعه فرار كرد و خود را به معقلى رساند . در راه به‌دست كسان عباسقلى خان سردار گرفتار شد و او را به شيراز و از شيراز به دارالخلافه آوردند و در بيست و دويم ربيع الثانى حسب الامر محبوس گرديد و محمد باقر خان نوئى نيز به‌دست سردار مزبور افتاده مغلول شد . هم دراين اوقات . نواب و الا احتشام الدوله خانلر ميرزا در بلاد عراق سفرى نموده جمعى از اشرار را دستگير و معاقل ايشان را خراب نموده به بروجرد بازگشت . نيز دراين اوان ، نواب و الا مؤيد الدوله طهماسب ميرزا حكمران كرمان عبد الله خان صارم الدوله قراگوزلو را به نظم و انتظام بلوچستان فرستاد و او امور آن حدود را منظم كرد . هم از وقايع اين سال ، مراجعت سام خان ايلخانى و عباسقلى خان