محمد حسن خان اعتماد السلطنه

983

مرآة البلدان ( فارسى )

چند روز كه صمصام خان « 2 » و لشكريان از كوه سنگى كوچ كرده برابر درب ارگ منزل گرفتند . سالار با سپاهى فراوان و چند عراده توپ از دروازهء نوقان بيرون آمده و در برابر صمصام خان و عساكر نصرت اقتران صف كشيده و از دو جانب محاربتى عظيم درگرفت . گلولهء شمخال و توپ مثل تگرگ برايشان مىباريد و كار چنان شده بود كه از لشكرى كه در ركاب نواب و الا حسام السلطنه بودند امداد قشون تازه رسيد در حيز اشكال بود با اين‌كه قورخانهء اين لشكر در عقب و هنوز نرسيده بود ثبات قدمى سخت نمودند و از وقت ظهر تا دو ساعت از غروب گذشته جنگ امتداد داشت . آخر شهريان عقب كشيدند و لشكر نصرت اثر از دنبال سالار تا كنار خندق قتال‌كنان همى رفتند . چون آن سپاه از خندق بگذشت بازگشتند و شب را مانده روز به لشكرگاه نواب و الا حسام - السلطنه پيوسته به طرفى از آن اردو منزل گرفتند . پس از چند روز ، سالار ديگرباره با پياده و سواره از دروازهء نوقان بيرون آمده طرح جنگ ريخت . لشكر حسام السلطنه و سپاه صمصام خان موافقت كرده سالار و همراهان و جمعيت او را هزيمت دادند و تا كنار دروازه تعاقب كردند . هم در شب نهم ذيقعده چهار هزار كس به چناران به تاخت و يغما رفتند . قراولان كه در دروازهء سراب بودند خبر به اردو فرستادند . سام خان با سوار جرار از قفاى تراكمه و سپاه شهرى رفت و در وقتى كه دو قريه را تاخته و صد و پنجاه نفر مرد و زن اسير ساخته بودند به ايشان تلاقى نموده دو لشكر درهم افتادند و تنور قتال گرم شد . آخرالامر سام خان ظفر يافته سپاه سالار بگريختند ، اسيران آزاد و به جاى ايشان هفتصد نفر از طرف مقابل اسير شده آنان را به اردو آوردند . نواب و الا حسام السلطنه حكم نمودند سلاح و حربهء شهريان را گرفته خود آنها را رها نمودند و دويست نفر از اسرا را كه تركمان بودند در حضور و الا سياست نمودند . بعد از اين سانحه ، سواران سالار

--> ( 2 ) - صمصام خان اصلا روسى و موسوم به سامسون خان بود و دختر والى سابق گرجستان را در خانه داشت . وى از دولت تزار روس روى برگردانده مانند ديگر فراريان سپاه تزار به ايران پناه آورده بود . عباس ميرزا از اين فراريان فوجى به نام « بهادران » ترتيب داده و رياست آن فوج را به صمصام خان واگذار كرده بود .