محمد حسن خان اعتماد السلطنه

48

مرآة البلدان ( فارسى )

ارشت و تاشفين [ ا ث ] « 60 » : دو مزرعه‌اى است حاصلخيز از اعمال قزوين و مسافت اين دو تا قزوين سه فرسخ است . از عجايب ارشت و تاشفين اين است كه در ارشت آهن صلاحيت دارد كه از او آلات و ادوات سازند به‌عكس تاشفين و در تاشفين خمرهء صباغى خيلى خوب و به‌عكس در ارشت كه صلاحيت اين كار را پيدا نمىكند و در تاشفين آهنگر نيست . چنان‌كه در ارشت نيز صباغ نيست و اين معروف است و مردم همه‌جا اطلاع دارند . ارشق [ مع - مر ] : كوهى است در خاك مغان از نواحى آذربايجان نزد بذشهر بابك خرمى . ارغنداب « 61 » : نام رودخانه و آبادى است ميانهء عراق عجم و آذربايجان . ارغيان [ مع - مر ] : الكه‌اى است در نواحى نيشابور . گويند مشتمل است بر هفتاد و يك قريه و دار الحكومهء آن داونيز است « 62 » . ارقانيا [ مع - مر ] : درياى خزر را اسامى عديده است كه در محل خود مذكور است . ابو ريحان گويد ارسطو درياى خزر را ارقانيا ناميده . ارك [ مر ] : اسم است براى ابنيهء عاليه‌اى كه در زرنج شهر سجستان است ميانهء دروازهء كركويه و دروازهء بيشك « 63 » ، خراب بود عمرو ليث صفارى

--> ( 60 ) - تاشفين را در هيچ‌جا نيافتم ولى آرشت در جزء بخش قاقزان قزوين وجود دارد . ( 61 ) - مقايسه شود با ازگنداب ( سرزمينهاى خلافت شرقيه ص 369 ) اما آن ازگنداب در ميانهء عراق عجم و آذربايجان نيست . ( 62 ) - شهر جاجرم را « ارغيان » نيز مىگويند و كلمهء ارغيان به‌طور اخص نام روستاى آن است ( سرزمينهاى خلافت شرقيه ص 418 ) . ( 63 ) - بيشك ظاهرا همان شهر زاوه است . دروازهء بيشك سيستان دروازه‌اى بوده كه راهيان شهر زاوه از آن دروازه بيرون مىرفتند .