محمد حسن خان اعتماد السلطنه

19

مرآة البلدان ( فارسى )

اعلام كردند . دختر گفت موضع را تغيير دهند . در محلى كه مانه و بعد از آن آستانه سرهم مىناميده‌اند بنياد حصار شهر آمل كردند و خندقى عريض كه عمقش سى و سه ارج و طولش چهارصد جريب كه هر جريبى چهل ارش است حفر كردند . و چون آن دختر آمله نام داشت آن شهر را آمل نام نهادند . و براى آمله در موضعى كه اكنون كوچه گازران گويند قصرى ساختند . دخمهء آمله نيز در همان موضع بوده » . انتهى . مؤلف گويد عرض شمالى آمل سى و شش درجه و پانزده دقيقه و طول شرقيش از پاريس پنجاه درجه و سى دقيقه . جمعيت [ آن ] در زمستان چهل هزار و در تابستان بيست هزار مىشود . در نزديكى آمل بنائى است مخروبه كه سه برج آن باقى مانده . معروف است آتشكده بوده . مسافت ما بين آمل و بارفروش تقريبا هشت فرسخ است . مسعودى گويد : آمل در دو طرف رودخانه ساخته شده و در وسط رودخانه جزيره‌اى است كه عمارت حاكم در آنجاست و قصر سلطنتى هم در يك سمت آن جزيره بنا شده كه به واسطهء پل بسيار خوبى وصل به زمين است . اهالى آمل مركب‌اند از يهودى ، مسلمان ، عيسوى ، گبر . پادشاه اين شهر و جميع رجال دولت و خواص او يهودى مذهبند . [ يعنى در زمان مسعودى ] . چرا كه از اهل خزر مىباشند و مذهب يهودى در مملكت خزر متداول است . از اهالى روس هم در آمل مسكن دارند . [ باز هم مقصود زمان مسعودى است . ] و در يكى از محلات خارج شهر به آنها جا داده شده . رسم ايشان اين است كه اموات خود را به سبك هنود مىسوزانند . به علاوه مردى كه مىميرد ، زن و مال سوارى و اسلحه و زينت او بايد با او بسوزد و اگر زن بميرد نيز شوهر او را بايد با او بسوزانند . و اگر مردى بميرد كه زن نگرفته باشد به اهالى محله اطلاع مىدهند كه كدام زن است كه ميل رفتن به بهشت را داشته باشد ؟ و به اين واسطه به اين مرده شوهر كند . هركه مايل شد و به مرده شوهر كرد با آن مرده او را آتش مىزنند . و عقيدهء آنها اين است كه ارواح اين دو باهم در بهشت مىروند . در بعضى از تواريخ ، بخصوص در تاريخ طبرستان ، ديده شده كه فريدون از بيشهء تميشه كه در حوالى آمل است بر ضحاك خروج كرد و گرزى كه به شكل سر گاوى بود به دست گرفت و رو به اصفهان تاخت . شعر فردوسى مؤيد صحت اين قول است :