محمد حسن خان اعتماد السلطنه
پيشگفتار 2
مرآة البلدان ( فارسى )
زيرا معرف بايد اجلى و اعرف از معرف باشد و من در چنين حدى نيستم بلكه از اعتماد السلطنه ياد مىنمايم تنها براى آنكه سر تعظيمى برآستان وى فرودآورده و به نحوى از رنجى كه در تهيهء اين كتاب و ديگر كتابهايش برده سپاسگزارى كرده باشم . زيرا اعتقاد من آن است كه اعتماد السلطنه حق عظيمى بر هموطنان خود و به خصوص بر شيفتگان تاريخ و فرهنگ ايران داشته و دارد و ازاينروى يادى از وى كردن ، نوعى اداى احترام و حق سپاسگزاردن است . محمد حسن خان اعتماد السلطنه از خانوادهاى كهن بوده و جد اعلاى او به نام آقا حسين مراغهاى به تجارت اشتغال داشته . ولى آغاز خدمت ادارى و ديوانى خاندان وى از روزى آغاز مىشود كه حسين خان مقدم به خدمت عباس ميرزا نايب السلطنه درآمده و سمت پيشخدمت باشيگرى يافته و به طهران آمده و در « در خانه » در نزد رجال عصر فتحعلى شاه واسطهء حل و فصل امور احمد خان مقدم بوده كه منصب بيگلربيگى آذربايجان داشته . اين احمد خان مقدم كه به مناسبت خدماتش به دولت قاجارى ، منجمله كوشش وى در سركوب صادق خان شقاقى مدعى تخت و تاج ايران ، به حكومت و به اصطلاح آن روزگار بهسمت بيگلربيگى آذربايجان رسيده بود ، پسر على خان مقدم بود كه در ركاب نادر به هند رفته بود . از آن پس هميشه از خاندان مقدم ، افراد سرشناسى در خدمت به كشور و در دربار سلاطين قاجارى حضور داشتند . از آن جمله يكى حسين خان مقدم است كه در نظام دولت ايران بود و مناصب مهم يافت و بهسمت و لقب « آجودان باشى » و سفير فوق العاده از جانب محمد شاه مأمور دربارهاى اروپا شد تا شرح تجاوز و تطاول دولت انگلستان را نسبت به ايران باز گويد و مراتب نقض عهد و بهانهجويى و ناجوانمردى بريتانياى كبير را به دربارهاى اروپا اعلام دارد . وى از لقب « آجودان باشى » گذشته ، لقب مهم « نظام الدوله » و « صاحب اختيار » يافته و به حكومت فارس رفته است و او همان كسى است كه قاآنى دربارهاش گفته : سوگند خوردهاند نكويان اين ديار * كاز رى چو سوى فارس رسد صاحب اختيار