محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 24

مرآة البلدان ( فارسى )

افسانه‌ها و خرافات از اخبار صحيحه و آثار صريحه متميز گشت و در اين اثر مذكور نگارنده را مواقفى است مشهور به شهادت تصنيفاتى كه در اين موضوع پرداخته و منتشر ساخته . » « 19 » در اين‌كه اين نثر عربىمآب و نسبتا متكلف كار شيخ مهدى است نه اعتماد السلطنه سخنى نيست . ولى آيا پيراستن تاريخ ايران از طريق مقابله با تواريخ عرب و فرس و روم و يونان و مصر و فرنگ و استفاده از سكه‌شناسى و اسناد و خطوط و اقلام رموز هم كار شيخ مهدى است ؟ مسلما نه . زيرا « نگارنده » اعتماد السلطنه است « به شهادت تصنيفات » و الا شيخ مهدى را تصنيفى يا تأليفى درين زمينه و با اين روش كار نيست . اما بد نيست اين شيخ محمد مهدى عبد الرب‌آبادى را هم بشناسيم نه از قول ديگران كه از سخنان خود او . مرحوم اعتماد السلطنه نوشته كه شيخ مهدى از هركس تملق و طمعى داشته تمجيد زياد نموده اما در شرح حال خودش و پدرش دو ورق نوشته و به سگ‌آبى خودش را رسانده . ما از همين دو ورق ( ورق خشتى قطع كتاب المآثر و الاثار ) فقط نقل مىكنيم تا راه هرگونه حرف و سخنى بسته باشد . شيخ مهدى در مآثر و الاثار دربارهء پدر خود ( و ضمنا راجع به خود ) چنين مىنويسد : « الحاج آقا خوند بن الحسن بن الرضا بن خدابنده بن رضا بنده الجير ساباتى اصلا و نجارا و العبد الرب‌آبادى موطنا و مزارا . از مشاهير ارباب علم و عبادت و اصحاب تقوى و زهادت بود و در الكاى دشتبى از نه بلوك دار السلطنهء قزوين رياستى عظمى داشت و در مواظبت تهجد و مراقبت سنن و مندوبات و مداومت اذكار و ادعيه و اوراد بسيار كم‌نظير بود . اهالى آن حوالى وى را مستجاب الدعوه مىدانستند . در فن حديث و فقه و تفسير و انواع فضايل و معارف و مطالب سودمند مجاميع چند پرداخته ساعات شبانروزش ما بين مطالعه و تحرير و عبادات و قضاء حوائج و اصلاح طرق معاش منقسم بود . نام گرامى آن بزرگوار مولى غلامعلى است . ولى به عنوان مذكور مشهور شده و جيرسابات كه از

--> ( 19 ) - المآثر و الاثر ( چاپ سربى ) ص 131 .