محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 18

مرآة البلدان ( فارسى )

پرداخته‌اند . مرحوم قزوينى ننوشته كه چه كسى اين مساعدت را انجام داده و شمس العلماء چه سعيى كرده و چه مقامى اين مطلب را تصويب و آن « مقدار قليل » شهريه را به نام محمد قزوينى نموده . زيرا ، با آن همه « ذكر خير » از اعتماد السلطنه ، قزوينى ظاهرا شرم داشته كه بنويسد اين محبت را اعتماد السلطنه كرده است . زيرا پدر مرحوم قزوينى در سال 1306 قمرى فوت كرده و در آن روزگار رياست دار التأليف با اعتماد - السلطنه بوده يعنى همان مدير دستگاه « استبداد ادبى » كه مؤلفين را به زور و تهديد به كار وامىداشته . ظاهرا تا پايان عمر خود ، اعتماد السلطنه اين عنايت را از خانوادهء ملا عبد الوهاب گليزورى قزوينى دريغ ننموده است . زيرا محمد حسن خان تا پايان عمر در سمت رياست دار التأليف باقى بوده و مرگ او در شوال 1313 بوده يعنى هفت سال پس از مرگ ملا - عبد الوهاب . اين استدلال من مبتنى است بر نوشتهء مرحوم قزوينى كه مىنويسد « والدهء صالحهء ما ، با آن مقدار قليل » فرزندان خانواده را كه « دو برادر و يك خواهر بودند ، بزرگ گردانيده همه را به حد رشد و تميز رسانيد » . ضمنا اين نكته را هم بايد يادآور شد كه باز هم مرحوم قزوينى « اظهار استغنا » فرموده و آن « مقدار قليل » را مشخص نكرده ولى ظاهرا چندان هم قليل نبوده است . زيرا « مقدار قليل » ممكن نيست كه يك خانوادهء چهار نفرى را تكافو كند ، آن هم در طول زمان نسبتا طولانى كه دو برادر و يك خواهر « به حد رشد و تميز » برسند . 6 - مرحوم قزوينى خود در همين مقاله نوشته است كه نخستين جلدنامهء دانشوران در 1296 چاپ شده و جلد هفتم يعنى آخرين جلد در 1324 هجرى قمرى . پس اگر دو سال هم براى جمع مطالب و چاپ جلد اول منظور كنيم جمعا مدتى در حدود سى سال خواهد شد و ازين سى سال ، بيش از 15 سال عمر آن مؤسسه در تحت نظارت و رياست محمد حسن خان براين سازمان گذشته . زيرا او بلافاصله پس از مرگ نابهنگام عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه ( شب عاشوراى 1298 هجرى ) به رياست دار التأليف نامهء دانشوران رسيده و تا 13 شوال 1313 درين سمت بوده و به حساب دقيق پانزده سال و نه ماه و سه روز نامهء دانشوران در زير دست و چشم او تهيه و طبع و نشر مىشده و اين مدت همان زمانى است كه به نوشتهء علامه « تمام كارهاى علمى و ادبى اين اداره