محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 12

مرآة البلدان ( فارسى )

ميرزا محمد خان قزوينى معروف به علامه است و پس از آن‌كه علامه چنين گفت غاشيه‌كشان وى اين سخن را دانسته و نداسته طوطىصفت مكرر كردند و بىآن‌كه بينديشند ، در گفته‌ها و نوشته‌هاى خود اين ادعا را بيان داشتند . البته چون « مراد » استدلالى اقامه نكرده و برهانى نياورده بود ، مريدان نيز به استدلال نيازى نمىديدند و نمىبينند . همين‌كه « مراد » سخنى گفت ، براى مريد مقلد مطلب تمام است . و قضى الامر و جف القلم بما هو كائن . اين نكته را بايد ذكر كنم كه على الظاهر ، اول‌بار ادوار دبراون « 11 » در كتاب انقلاب ايران - كه احمدپژوه به فارسى برگردانده - نوشته است كه تأليفات اعتماد السلطنه كار مردانى باسواد ! بوده است كه با جور و جفا و ترس از قدرت و كينه‌جويى او ، وادار به نگارش مىشده‌اند . و اعتماد - السلطنه غلط املائى داشته . اما اين اظهارنظر براون مسلما به « تلقين و تكرار » مرحوم قزوينى بوده . زيرا براون در چنين مواردى كه اظهارنظر مىبايست متكى بر شناسايى و وقوف يك ايرانى دانشمند باشد ، تسليم نظر قزوينى بوده كما اين‌كه مقدمهء نقطه الكاف به امضاى براون ، از باء بسم الله تا تاء تمت ، من البدو الى الختم ، به شهادت شيوهء نگارش آن ، پرداختهء فكر و ريختهء قلم قزوينى است و براون تنها امضايى زير آن « گذاشته » و من نمىدانم كه قزوينى آن مقاله را براى براون به مزد نوشته يا خود جرأت امضاى آن را نيافته و مستشرق انگليسى به‌جاى وى امضاء كرده . بارى اگر شكى هم در ميان بود ، وقتى مرحوم قزوينى ، در جزو وفيات معاصرين ، يك‌جا در شرح حال اعتماد السلطنه و جاى ديگر در شرح - حال شمس العلماى عبد الرب‌آبادى درين مورد با همان كلمات و جملات اظهار نظر كرد ، اهل تحقيق به يقين دريافتند كه اظهارنظر براون از كجا نشأت گرفته و متوجه شدند كه اين « آوازه‌ها » از كه بوده . مرحوم قزوينى در شرح حال اعتماد السلطنه مىنويسد :

--> ( 11 ) - براون به استناد اجتهاد مرحوم قزوينى ، اعتماد السلطنه را شياد و جاهل و بىسواد خوانده كه خود را دانشمند وانمود مىكرده و حتى املائش درست نبود . ( ترجمه انقلاب ايران ص 399 ) .