مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
72
محاسن اصفهان ( فارسى )
فإنّ فيها اودائي و معتمدي * و قربها خير مطلوب و منشود ألست اشهد اخواني و رؤيتهم * تفى بملك سليمان بن داوود و اين صاحب كافى ، مبرّز ميدان فصاحت ، و مميّز جهان بلاغت ، بدين عبارت مليح ، اصفهان را وصف فرموده است ، بعد از آنكه شهرت او به وزارت و جهانگيرى و صدارت جوانمردى ، چون آفتاب ، در آفاق ، روشن است ، ثالث الثّلاثهء بزرگانى است كه عضد الدّوله - با وفور جلال ، و علوّ مرتبت - بر ايشان حسد برده است ، و با برادرش مؤيّد الدّوله جهت ايشان مناقشت منافست به جاى آورده ؛ چرا كه از عبارت عضد الدّوله بسيار استماع افتاده است تقريرى بر اين سياق كه : مرا غايات امانى و نهايات مقاصد و مباغى اين جهانى على الاطلاق ارزانى و روزى فرمودهاند ، و بر هيچ پادشاهى از پادشاهان و مملكتى از ممالك ، حسد نبردهام ؛ الّا بر برادرم مؤيّد الدّوله ، و صحبت سه ابو القاسم خدمت او را ، هرگز حسد نبردم بر منصبى و مالى * الّا بر آنكه دارد با دلبرى وصالى على الخصوص سه دلدار بزرگوار ، و سه محبوب نامدار ، مانند ابو القاسم اسماعيل بن عبّاد الصّاحب ، و ابو القاسم الفضل بن سهل ، و ابو القاسم بن جعفر القاضى المعروف باليزدى چه هريك از ايشان در فنون فضائل ، و انواع شمائل و خصائل ، فريد جهان ، و يگانهء زمان بودند ، و در ميان اقران و اهل صناعت خود ، سرور و فرزانه ، و قول بحترى : ثلاثة جلة ان شووروا نصحوا * أو استعينوا كفوا أو سلّطوا عدلوا موهم است بدانچه ممدوح در اين صورت بر غير اين هر سه ، اطلاق نتوان كرد . * * *