مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
30
محاسن اصفهان ( فارسى )
در هواى درست او نبود * هيچ بيمار جز نسيم شمال در درون رياض او نرود * هيچ تردامنى جز آب زلال عود قمارى از نسيم سمن و ياسمنش فزود بوى ، و قمرى از عود چمنش به هزاردستان سرودگوى ، و اطياره يغردن في كلّ سحرة * لهنّ بأفنان الغصون رنين فى الجمله بسيطى اصفهان نام ، و محيطى فلكش رام ، اندازهء طول و عرضش بيش از فكرت تيزرو هيأتانديش ، شش جهت در قدم بسطت او شش گام است * هفت اقليم به سر پنجهء او هفت به دست عاجز شده زان فراخ ساحت * اقدام مسيح در مساحت سقف قبابش گردون مقرنس ، و صحن جنابش وادى مقدّس ، روضهء عرصهء كشور چهارم ، و طيرهء قمهء فلك هفتم ، نقطهء دايرهء ربع مسكون ، و مركز محيط چرخ گردون ، خطّ استوا ناودان بامش ، و شهرستان ازل ، مكان و مقامش ، سبع شداد از آن سبعى ، و ربع شداد از وى ربعى ، سيّارهء فلك الأفلاك و ستارهء كرهء خاك غرّهء طلعت او چشم روى زمين ، و زينت رتبت او وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ، بيت المقدّس ، اساس سوادش ، و بيت المعمور ، نمونهء نهادش ، مرغزارش نسخهء رقّ منشور ، و جويبارش لجّهء بحر مسجور ، جرم خاكش روح مجسّم ، و