ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
63
مازندران و استرآباد ( فارسى )
دارند . سكنهء نواحى تنكابن و كلارستاق و كجور كه سابقا جزء رستمدار بودند خود را مازندرانى محسوب نميدارند مازندرانىها نيز آنها را گيلك ميشمارند . نزديكترين راه بين طهران و درياى خزر از طريق گردنهء افجه و درهء لار و از آنجا از راه يالو يا گردنهء آب سفيد و پس از درهء لار به طرف رودخانهء نور و بعد از گردنهء ديگرى از طريق كوه قروق به درهء كجور و از آنجا از كنار رودخانهايست كه به دريا ميريزد . از اين راه مسافر مىتواند در ظرف سه روز به آسانى و يا دو روز تابستان بدون عوض كردن اسب بساحل دريا برسد . ميگويند اين راه پنج ماه در سال مسدود است و بنا بر اطلاعى كه اهل محل ميدادهاند چند منزل ذيل را بايد پيمود : از طهران تا افجه 24 ميل ( 6 فرسخ ) نور 24 ميل كجور 16 ميل صرين كلا 16 ميل . 24 نوامبر 18 ميل - از نهرهاى ذيل به ترتيب عبور كرديم : صرين كلا و نمك آبرود نهر ديگرى كه از ونوش ميآمد ، كلى رود ، كنسه رود « 45 » شيخ رود كه شاخهء كنسه رود است و در كنار غربى يكى از شعب آن ده بزرگى باسم علوى محله ( علوى به ضم اول و سكون دوم هم تلفظ مىكنند ) بود كه به فيروز كلا تعلق داشت . بعد ده پزهوار و پس از آن از رودخانهاى كچه رود ، نهر حسن آباد ، بن جاكل و فيلمرز كه در نزديكى آن دهى به همين نام هست و سياهرود . بلوك نور از المرود شروع مىشود . اين رودخانه ساحلى پرشيب دارد . سولده ده بزرگى است كه در نيم ميلى دريا است . بر روى رودخانهء سولده كه از ارتفاعات لابيج سرچشمه ميگيرد پلى با سه طاق آجرى هست . ارتفاعاتى را كه از سولده ميتوان ديد ، عبارتند از سردار كه در سمت جنوب غربى واقع و پوشيده از برف است ، لاش كنار و پيمت و لابيج . اراضى بين آنها و دريا هموار و صحرا است يا با جنگلهاى كمدرخت و پراكنده پوشيده شده است . چهار ميل ديگر راه پيموده به رودخانهء