ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

61

مازندران و استرآباد ( فارسى )

در تاريخ ابن اسفنديار مذكور است وقتى كه افراسياب منوچهر را دنبال كرد ، او به رستمدار آمده و پس از چندى كه در خورشيد رستاق آواره شد در چلندر در محلى كه كوهستان خيلى به دريا نزديك است پناه جست . در آنجا او بين دهات و نوشه ده و كنس خندق بزرگى حفر كرد و با همراهان خود در آنجا ماند و خانوادهء خود را به قريهء موز ( در نسخه‌هاى خطى مور نوشته است ) فرستاد كه در آنوقت مانهير نام داشت . وى مىنويسد در آن محل كه در يك طرف غار كوه بزرگى هست ، منوچهر خزائن و دفاين خود را پنهان كرد و در مدخل آن قصرى ساخت كه در عصر نويسنده به دژ منوچهر معروف بوده و در زمان علوى صغير در همين غار خزائن بسيار بدست آمد . اسمعيل كدخداى ورزن « 43 » به نايب سرهنگ ولز « 1 » داستان قلعهء غير قابل تسخيرى را نقل نموده و گفته بود كه آن در نزديكى نورودبار وجود داشت و نامش قلعه مور بوده است . بعد از حركت از ملكار باز وارد جنگل شديم و از رودخانه انار رود و بعد ده و نهر على آباد و دو رودخانهء ديگر يكى نورودبار ( كه مكنزى آن را نى رود نوشته ) و ديگرى خشكلاث عبور نموده به صرين كلا وارد شديم . ده صرين كلا ( صلاح الدين كلا ) داراى صد خانوار جمعيت و يك حمام است در ميان جنگل در فاصلهء دويست قدمى در جنوب راهى كه از ساحل دريا ميگذرد قرار دارد . ظهير الدين در كتاب تاريخ مازندران مينويسد وقتى كه منوچهر در مقابل افراسياب مجبور به عقب‌نشينى شد در كوش رحل اقامت افكند و جلگهء كجور كه در بالاى كوش است آن موقع در زير آب بود . چون رودخانهء كجور راهى به دريا نداشت ، منوچهر صخره‌هايى كه جلو رودخانه را سد كرده بود بركند و آب بعضى

--> ( 1 ) - H . L . Wells ( مسافرتى بدرياى خزر از راه جبال البرز ) مندرج در مجله جغرافيائى اسكاتلند Scottish , Geographical Magazine ژانويه 1898 .