ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

37

مازندران و استرآباد ( فارسى )

منتقل شدند . آغا محمد خان پس از چندى آنها را به نور فرستاد و ايشان چهل سال در آنجا ماندند و از طرف ميرزا آقا خان نورى در حدود 1855 مسيحى به ذاغمرز نزديك سارى كوچ داده شدند . املاكى كه فعلا در تصرف آنهاست از نوذر آباد در مياندورود در مغرب تا قره تپه در مشرق و از اترب و لاك‌تراشان در قراطغان در جنوب تا بحر خزر وسعت دارد . خواجه‌وندها اصلا از لرستان‌اند . آغا محمد خان آنها را از اردلان و گروس بمازندران غربى آورد تا با كمك عبد الملكىها كه از شهريار به مازندران كوچ داده شده بودند طهران يعنى پايتخت را از هرگونه شورش و اغتشاش اهالى آن حدود ( كه در آن موقع به شورش طلبى مشهور بودند ) محافظت كنند . لك‌ها در كلار دشت اقامت دارند . گرايلىها را آغا محمد خان از كال پوش به مازندران آورد ، آنها در آندرود و مياندورود و قراطغان ديده ميشوند . مانند اصانلوها ايشان نيز از نژاد ترك هستند . اصانلوها را نيز آغا محمد خان بمازندران آورد . صد و پنجاه خانواده از آنها در سارى و خانواده‌هاى بسيارى در دهات بودند ولى اكنون آنان پراكنده شده‌اند . عدهء كمى طالش در كليت هستند و عدهء ديگرى در حوالى عمارات سلطنتى سابق مازندران و در ناحيهء تنكابن و عدهء قليلى قوى حصارلو در ناحيهء تنكابن اقامت دارند . مادام شيل در سفرنامهء خود كه بسال 1856 مسيحى در لندن چاپ شده است عدهء ايل قاجار را در مازندران دو هزار خانواده تخمين زده ولى حالا عدهء آنها خيلى كمتر شده است . عدهء كمى از بلوچ كه از بلوچستان آمده بودند در حدود سى چهل خانوار در سارى اقامت داشتند . اما حالا اثرى از آنها نيست . در حدود سى خانوار افغانى هم در سارى مقيم بودند و در گيرودار اغتشاشى كه چندين سال پيش اتفاق افتاده بود قتل عام شدند و هنوز شصت خانوار از طايفهء غلزائى افغان در قره تپه ديده ميشوند .